آیا ایران اسلامی شد، یا اسلام، ایرانی؟

پس از ورود اعراب به ایران، رفته‌رفته عناصر فرهنگ و تمدن ایرانی کم‌رنگ شد و جایش را به نمودهای فرهنگ اسلامی داد؛ با این وجود ایرانیان از حذف تمام و کمال مناسک و نشانه‌های غنی تمدن ایرانی جلوگیری کردند و موفق شدند بخش قابل‌توجهی از آن را حفظ کنند.

نشست نقد کتاب «ایران در جنگ» برگزار می‌شود

این کتاب پژوهشی مستند و تحلیلی درباره دوران پرچالش اوایل قرن نوزدهم میلادی، از سلطنت آقا محمدخان تا فتحعلی شاه قاجار است که بر تعامل دولت ایران با قدرت‎های خارجی به ویژه امپراتوری روسیه تمرکز دارد.

خاطرات ناصرالدین‌شاه: صبح باشی گریه می‌کرد؛ می‌گفت اسب خودم لگد به شانه‌ام زد

حسین‌بیک نایب توپخانه که مدت‌ها در قاین بود و نصرت‌الدوله هرچه احضار می‌کرد نمی‌آمد، حالا آمده بود؛ نصرت‌الدوله آورد حضور.

ایران مثل ققنونس از خاکستر خود برخاست/ اگر جنگ جهانی اول رخ نمی‌داد، چیزی از ایران باقی نمی‌ماند

رضا مختاری اصفهانی: برخلاف ذهنیت رایج در میان بسیاری از سیاستمداران ایرانی (که متأسفانه همچنان هم در ذهن برخی از کارگزاران و سیاستمداران ایرانی وجود دارد) سیاست کشورهای غربی نسبت به ایران یا هر موضوعی، همواره یک‌دست و هماهنگ نیست.

دورانی که ایران یکی از «مردان بیمار» جهان بود/ اگر جنگ جهانی اول رخ نمی‌داد، چیزی از ایران باقی نمی‌ماند

رضا مختاری اصفهانی: دبرخلاف ذهنیت رایج در میان بسیاری از سیاستمداران ایرانی (که متأسفانه همچنان هم در ذهن برخی از کارگزاران و سیاستمداران ایرانی وجود دارد) سیاست کشورهای غربی نسبت به ایران یا هر موضوعی، همواره یک‌دست و هماهنگ نیست.

ناگفته‌هایی از عملیات رمضان که موجب شوک نیروهای ایرانی شد

در عملیات رمضان، چیزی به‌ عنوان طراحی عملیات رمضان به معنای این‌که قرار است یک کار جدید انجام بدهیم، در ذهن ما وجود نداشت. تصویری که ما برای ورود به شرق بصره در ذهن داشتیم، تصویری بود که از عملیات بیت‌المقدس وجود داشت.

واقعه کوی دانشگاه، به شهادت یک روزنامه‌نگار حاضر در صحنه

هنوز آفتاب نزده بود که از در پایین وارد کوی شدم. اوضاع شبیه یک وضعیت جنگی بود. همه‌چیز در هم ریخته بود. معلوم بود دانشجویان ساکن کوی (که همه شهرستانی بودند) تا صبح نخوابیده بودند.

سوءظن جمال عبدالناصر به دامادش که جاسوس از آب درآمد

مروان در زمان ریاست‌جمهوری انور سادات جانشین جمال عبدالناصر، به‌ طور مرتب ترفیع شغلی پیدا کرد و با دست‌یابی به گاوصندوق شخصی ناصر، اسناد امنیتی مهمی را تحویل سادات داد و نزد او عزیزتر شد.