سید جلال دهقانی فیروزآبادی دبیر شورای راهبردی روابط خارجی گفت: آیندهپژوهی اهمیت دارد، اما مهمتر از آن، چگونگی ساختن آینده است. این پرسش برای ایشان مطرح بود که ایران در سیاست خارجی و روابط بینالملل، برای ده سال آینده چه جایگاهی برای خود تعریف میکند و چگونه میتواند به آن جایگاه دست یابد.

به گزارش کاویان گلد، سید جلال دهقانی فیروزآبادی، استاد روابط بین الملل دانشکاه علامه طباطبایی و دبیر شورای راهبردی روابط خارجی گفت: انتظارات ما از کشورهای مختلف باید واقعبینانه باشد. ممکن است برخی انتظار داشته باشند چین در کنار ایران علیه آمریکا وارد جنگ شود، اما حداقل لازمه چنین اقدامی وجود نوعی تعهد است. حتی در شرایطی که میان کشورها پیمان رسمی نظامی نیز وجود دارد، باز هم لزوماً چنین حمایتی صورت نمیگیرد. اکنون خود ترامپ نیز از این موضوع گلایه دارد که چرا ناتو در کنار آمریکا وارد عمل نشده است. در حالی که اساساً ایران و چین دارای اتحاد استراتژیک نظامی به آن معنا نیستند.
بنا بر روایت تابناک، درادامه گزیده سخنان فیروزآبادی را میخوانید:
*من از آخر پاسخ می دهم حتی اگر روند مذاکرات به نتیجه نرسد، این موضوع لزوماً به معنای ضعف پاکستان نخواهد بود. بالعکس، صرف ورود پاکستان بهعنوان میانجی در چنین بحران و جنگی با این سطح از پیچیدگی، خود یک دستاورد محسوب میشود، بهویژه برای قدرتی مانند پاکستان که سابقه چندانی در میانجیگری نداشته آن هم در چنین منازعاتی که ابعاد مختلف دارد، مهم است. نکته قابل توجه دیگر، ارتباط این روند با چین است. حتی اگر بهصورت رسمی اعلام نشده باشد، بسیاری معتقدند که پاکستان در این مسیر نوعی هماهنگی یا دستکم مشوقهایی از سوی چین داشته است. بهویژه با توجه به اینکه چین در موضوع میانجیگری مستقیم میان ایران و آمریکا ملاحظاتی دارد، این امکان وجود دارد که بخشی از این نقش از طریق رابطه نزدیکی که با پاکستان دارند و به نوعی این کار دارد صورت می گیرد. به خصوص که آن ابتکار پنجمادهای هم است.
*چرا چین و پاکستان چنین طرحی را ارائه دادهاند و پاکستان نیز نقش میانجی را بر عهده گرفته، قابل توجه است. از این منظر میتوان گفت بخشی از این ابتکار، دستکم بهصورت غیرمستقیم، میتواند بهعنوان نمایندگی از سوی چین تلقی شود؛ چراکه چین تمایلی ندارد بهطور مستقیم وارد این سطح از منازعات شود.
*شهید خرازی با توجه به سوابق دیرینهای که در حوزه روابط بینالملل و سیاست خارجی داشت، به نظر من مهمترین ویژگیاش تفکر راهبردی بود؛ ویژگیای که در سیاست ایران کمتر مشاهده میشود. اگر بخواهم نمونهای ذکر کنم، بجز رهبر شهید، در سطحی پایینتر، شهید لاریجانی نیز از جمله افرادی بود که صاحب تفکر راهبردی محسوب میشد، اما شهید خرازی حقیقتاً راهبرداندیش بود.
*آیندهپژوهی اهمیت دارد، اما مهمتر از آن، چگونگی ساختن آینده است. این پرسش برای ایشان مطرح بود که ایران در سیاست خارجی و روابط بینالملل، برای ده سال آینده چه جایگاهی برای خود تعریف میکند و چگونه میتواند به آن جایگاه دست یابد.
*اعمال حاکمیت، که حق مسلم کشورهاست، بدون نوعی دیپلماسی خلاق، فعال و همهجانبه ممکن نیست. در شرایط فعلی، مهمترین بخش این روند، دیپلماسی حقوقی است؛ یعنی تبیین و توجیه اقدامات بر اساس اصول حقوق بینالملل و حاکمیت ملی که از مهمترین مبانی روابط بینالملل به شمار میرود. این مسائل نیازمند توضیح و تبیین، حتی برای کشورهای متخاصم است تا روشن شود که اقدامات صورتگرفته بر پایه منافع ملی، حاکمیت ملی و قوانین بینالمللی انجام میشود.
* یکی از مهمترین عناصر قدرت ملی ما، که ظرفیت تابآوری کشور را فراهم کرده، حمایت مردمی بوده؛ عنصری که اگر نگوییم همتراز با موضوعاتی مانند تنگه هرمز است، کمتر از آن نیز نیست.