از توی طاقچه فحش و ناسزا میداد تا به قدری که خسته شود. آنوقت التماس میکرد و زمینه مصالحه را فراهم مینمود.

به گزارش کاویان گلد به نقل از فرادید؛ در کتاب خاطرات عینالسلطنه آمده است که «اسماعیل شپش یک نفر آدمی بود در طهران. قد بسیار کوتاهی داشت تقریبا یک ذرع. ریش و سبیل داشت و تمام امر معیشتش به واسط همان قدش میگذشت؛ یا در کوچه و خیابان از مردم چیزی بند میشد، یا به خانههای مردم میرفت و چیزی میگرفت. . . همیشه با عیال خودش که دعوا میکرد، عیالش او را توی طاقچه میگذاشت و مشغول کار خودش میشد. او از توی طاقچه فحش و ناسزا میداد تا به قدری که خسته شود. آنوقت التماس میکرد و زمینه مصالحه را فراهم مینمود. ضعیفه با او شرط میکرد دیگر بدزبانی نکند. بعد او را به زیر میآورد.»
۲۵۹