رد پای جد محمدعلی فروغی در شورای مغان برای تایید سلطنت نادرشاه

«محمدعلی پسر محمدحسین پسر آقا محمدمهدی پسر حاج محمدرضا پسر حاج محمدکاظم پسر حاج میرزا کوچک پسر میرزا ابوتراب پسر حاج میرزا محسن پسر حاج میرزا جواد پسر حاج ملامومن. پیش از مرحوم میرزا محمدحسین ذکاءالملک تمام اجداد مرحوم فروغی در سلک تجارت و معروف به ارباب بوده‌اند.»

رد پای جد محمدعلی فروغی در شورای مغان برای تایید سلطنت نادرشاه

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین مریم مهدوی اصل در اعتماد نوشت: علی‌اصغر حکمت، وزیر امورخارجه، دهم مهرماه ۱۳۲۸ عده‌ای از رجال و دانشمندان را به سالن وزارت امورخارجه دعوت کرد تا در جشن نام‌گذاری خیابان شمالی کاخ وزارت امورخارجه و تجلیل از مقام فقید جلیل و مرحوم مبرور محمدعلی فروغی ذکاءالملک شرکت کنند. متن گزارش سخنرانی مهمانان، با تیتر «جشن نام‌گذاری خیابان شمالی کاخ وزارت امورخارجه» در نشریه وزارت امورخارجه، شماره چهارم، جلد اول، آذرماه ۱۳۲۸ خورشیدی چاپ و منتشر شده است. پاییز سال ۱۴۰۳ خورشیدی، در آغاز فعالیت‌ روزنامه‌نگاری – پژوهشی‌ام در مجموعه کتابخانه‌های شماره یک و ایران‌شناسی و مرکز اسناد مجلس بود که متن این گزارش از مراسم را از آرشیو مطبوعات مجلس دریافت کردم تا درنهایت امروز بتوانم از آن در قسمت دوازدهم سلسله گزارش مقاله «رساله در بیان اقدامات دولت روس برای تملک و تصرفات آسیای مرکزی» درکتاب ««کراّسه المعی» بهره‌ ببرم.

چنان‌که محمود فروغی، فرزند محمدعلی فروغی که خود نیز از دیپلمات‌های وزارت امورخارجه و سفیر ایران در آمریکا بوده، در این مجلس، به چند سطر از یادداشت‌های مرحوم فروغی درباب طرز تربیت فرزندان خود بدین شرح اشاره کرده است:

«اما تعلیمات اخلاقی پدرم که از مصاحبت او حاصل می‌شد از این قبیل بود که شرافت انسان به‌ کمال وجود اوست نه به‌ مال و شئونات و برای توضیح می‌گفت چه خوب است که شخص چون به حمام می‌رود و از جامه و علایق ظاهری و تعینات خارجی مجرد می‌شود به خود بپردازد و در آن حال ببیند کیست و چیست و چه ارزشی دارد. کمال را نه دزد می‌برد نه صاحب قدرت از انسان سلب می‌کند. نسبت به این شعر سعدی اعجاب تمام داشت که می‌فرماید: مردی که هیچ جامه ندارد به اتفاق / بهتر ز جامه‌ای که در او هیچ مرد نیست… در تعلیم وطن‌خواهی و نوع‌دوستی می‌گفت خیر و صلاح هرکس در خیر و صلاح عموم است و ممکن نیست من بتوانم به خوشی و سعادت زندگی کنم هرگاه عامه گرفتار زحمت و مصیبت باشند و می‌گفت من از کسی توقع ندارم مصلحت مرا رعایت کند همین که مصلحت حقیقی خود را تمیز بدهد و منظور بدارد مصلحت من هم رعایت می‌شود.»

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *