آقا، «غزل۳» اخوان ‌ثالث را مثل دعای ابوحمزه ثمالی می‌دانست/ با مدیحه مخالف بود و می‌گفت به جایش برای همسرتان عاشقانه بگویید  

ناصر فیض؛ شاعر و طنزپرداز می‌گوید: «خاطرم هست در یکی از جلسات دیدار شعراء با آقا مثالی از مهدی اخوان ثالث زده شد، از «غزل۳» کتاب «آخر شاهنامه»، آن‌جا که می‌گوید: ای تکیه‌گاه و پناه/ زیباترین لحظه‌های/ پرعصمت و پرشکوه/ تنهایی و خلوت من… آقا گفت من هر زمان که این غزل را می‌خوانم، گویی در حال زمزمه دعای ابوحمزه ثمالی‌ام؛ آن‌قدر که این غزل هم الفاظش زیباست، هم مضمونش و هم موسیقی‌اش. می‌خواهم بگویم او با چنین نگاهی به شعر فارسی می‌نگریست.»  

آقا، «غزل۳» اخوان ‌ثالث را مثل دعای ابوحمزه ثمالی می‌دانست/ با مدیحه مخالف بود و می‌گفت به جایش برای همسرتان عاشقانه بگویید  

به گزارش کاویان گلد، «درست است که آقا به شعر علاقه داشت و اهتمام نسبت به آن را توصیه می‌کرد، ولی دغدغه اصلی ایشان زبان فارسی بود. زبان فارسی بر چه محملی بهتر منتقل می‌شود؟ بر شعر. هیچ ملتی به زانو درنمی‌آید مگر اینکه هویتش را از دست بدهد. حفظ هویت از طریق زبان است و زبانتان را بگیرند، خیلی چیزها را گرفته‌اند.» این تفسیر ناصر فیض از علت احتمالی استمرار جلسات دیدار شاعران با رهبر شهید برای دهه‌های متوالی است. ناصر فیض؛ شاعر، طنزپرداز و مترجم، همچنین عضو شورای عالی موسیقی و شعر صداوسیما و نیز مشاور رئیس حوزه هنری در حوزه طنز و ادبیات فارسی و مدیر دفتر حفظ و اشاعه زبان فارسی از مرداد ۱۴۰۰ تاکنون است؛ دفتری که آبان ۱۴۰۰ با هدف حفظ حیات و پاسداشت زبان فارسی در حوزه هنری دایر شد. او معتقد است: «آن‌ها که می‌گویند ما هنوز داغیم و درست نمی‌دانیم چه اتفاقی افتاده است! حرف‌شان صحیح است.» ناصر فیض در گفت‌وگو با خبرآنلاین در توضیح درستی این عقیده می‌گوید: «برخلاف قریب به اتفاق رهبران سیاسی جهان، برخورداری آقا از معیارها و شرایط لازم برای کسب عناوین «رجل سیاسی»، «مجتهد جامع‌الشرایط»، «اعلم در ولایت فقیه» و «ادیب فرزانه» ازجمله وجوه شخصیتی‌شان بود که در نگاه اولیه، به چشم می‌آید. عناوینی که تنها اگر در اوج یکی از آن‌ها باشید برای داشتن شخصیتی متفاوت در تمام طول عمرتان کفایت می‌کند. ما چنین شخصیتی را با چنین ویژگی‌هایی از دست داده‌ایم اما هنوز داغیم و درست نمی‌دانیم چه اتفاقی افتاده است. به گونه‌ای که برخی از دوستان شاعر ما، هنوز نتوانسته‌اند شعری در نبود حضرت آقا بسرایند.»  

جلسات دیدار شاعران با آقا، نه فرمایشی بود و نه حکومتی

این شاعر و طنزپرداز و مترجم ترکی استانبولی به فارسی که ازجمله آثارش می‌توان به «فیض بوک» (۷۰ قطعه شعر طنز در قالب کلاسیک به زبان معیار و محاوره‌)، «املت دسته‌دار» (۵۸ قطعه شعر طنز در قالب‌های مختلف چون رباعی، غزل و مثنوی)، «نزدیک ته خیار» (گزیده «املت ‌دسته‌دار» در کنار چند اثر چاپ ‌نشده در دو قالب شعر و نثر) و… اشاره کرد، با بیان این که «آن‌چه از بیرون در مورد جلسات دیدار شعراء با آقا تصور می‌شد، با آن‌چه درون این جلسات می‌گذشت تفاوت بسیار داشت»، ادامه می‌دهد: «این جلسات، برخلاف برخی اتهامات، نه جلساتی فرمایشی بود و نه جلساتی حکومتی. این اتهامات، بر فرض محال، اگر میزبان نسبتی با ادبیات نداشت شاید می‌توانست مورد تامل قرار گیرد اما میزبانِ ما، خود ادیب بود، شاعر بود، اهل ادبیات بود، آثاری را خوانده بود؛ از صدها رمان تا دواوین گوناگون که بعید بود مهمانانش خوانده باشند و مشتاق اطلاع از نحله‌های گوناگون شعر بود. به همین دلیل در این جلسات هم شعر آیینی خوانده می‌شد، هم شعر طنز، هم شعر کودک و نوجوان، هم ترانه و…»

دیدار شاعران- سال ۱۳۹۱ 

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *