در سوگ فقدان مهدی مسعودشاهی

بسم الله الرحمن الرحیم در سوگ فقدان مهدی مسعودشاهی چه ضرور است کشی رنج وداعم بیدل! می‌روم من به مقامی که تو هم می‌آیی اگرچه همگان از آن خداییم و مسافران مسیر خدا؛ اگرچه هر لحظه و آن، به انحاء و الحان گوناگون، جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها؛ اما دو عارضه هست که سفر… ادامه خواندن در سوگ فقدان مهدی مسعودشاهی

اقتباس‌ها از آثار جین آستین؛ از کلاسیک‌های وفادار تا بازخوانی‌های مدرن

رمان‌های جین آستین از گذشته‌ها الهام‌بخش اقتباس‌های متعددی در سینما، تلویزیون و حتی بازخوانی‌های مدرن بوده‌اند. از اولین فیلم‌های صامت تا بازآفرینی‌های معاصر، ادبیات آستین همچنان با مخاطبان در سراسر جهان ارتباط برقرار می‌کند. 

حتی برای چایی خوردن هم مرا به صداوسیما راه نمی‌دهند/ خودم را تسلیم پلیس کردم

جواد یحیوی روایت می‌کند علی رغم اینکه تلویزیون خواهان بازگشت او برای اجراست، او مایل است که فقط برای بازیگری به صداوسیما بازگردد با تمام این شرایط اما کماکان حتی برای یک چایی خوردن ساده هم او را به این سازمان راه نمی‌دهند.

محمدعلی جمالزاده: استدعا می‌کنم برایم کارت تبریک نفرستید!

جمالزاده تقریبا از سال ۱۳۰۹ خورشیدی در سوئیس اقامت داشت و تا سال ۱۳۵۴ هر سال در آستانه نوروز با انبوهی از کارت‌های تبریک و نامه‌های شادباشی مواجه می‌شد که دوستداران و خوانندگان داستان‌هایش برایش ارسال می‌کردند.

قلم‌های روزه‌دار؛ روایتی از نویسندگی در ماه رمضان

برخی از نویسندگان به واسطه برکت ماه رمضان و به دلیل حالت معنوی که در این ماه وجود دارد، نیت می‌کنند تا نگارش اثر خود را در این ماه آغاز کنند و یا اگر پیش از آن آغاز کرده‌اند در این ماه به سرانجام برسانند.

مرور حرف‌های پرویز مسجدی پس از درگذشتش

احمد شاملو داستان‌هایش را منتشر کرد و زهرایی بدون اینکه در جریان باشد، داستان‌هایش را در یک کتاب چاپ کرد. دست‌نوشته‌هایش را در خرمشهر جا گذاشت و سال‌ها هم داستان ننوشت؛ البته دلیلش را این‌گونه بیان کرده بود: «هزینه در تهران زیاد است. ناچار در چند شرکت کار می‌کردم و وقتی برای نوشتن نمی‌ماند.»