مجموعه اسنادی که منصوره اتحادیه و خانواده نظاممافی به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران اهدا کردهاند، شامل چند ده هزار سند است که چون تازه وارد کتابخانه شدهاند، هنوز شمارش نشده باقی ماندهاند.
برچسب: تاریخ انقلاب
هزار تومانیهای زمان شاه جمعآوری شد
بانک مرکزی در این اطلاعیه روز ۳۱ اردیبهشت ۵۹ را به عنوان روز آخر عملیات تعویض اسکناسهای هزار تومانی اعلام کرده بود؛ بنابراین پس از آن روز اسکناسهای با طرح پیشین از درجه اعتبار ساقط میشد.
رضا کیانیان: رازینی حکم تیر غیابی مرا صادر کرد / همسر آقای بهشتی با روپوش و روسری بود، میگفتم این گناه است
شروع به خواندن درس طلبگی نزد آقای ابطحی کردم. یک روز به من گفت خب فردا عمامهگذاری شما است. فکر کردم اگر عمامه بگذارم نه میتوانم تئاتر و سینما بروم و نه موسیقی گوش کنم، اصلا نمیتوانم دیگر بازی کنم.
خاطرات هاشمی: خاتمی به خاطر جوسازیها جرأت امضا پیدا نکرده بود
عصر آقای [سیدحسین] موسویان [معاون دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی] آمد. گفت، دولت نتوانست از مصوبه خوب شورای عالی امنیت درباره [دریای] خزر استفاده کند؛ زیرا اجازه داده بودند که حدود ۲۰ درصد را اگر بدهند، مصالحه شود.
خاطرات هاشمی: رئیس دفتر کروبی تحلیلی از اوضاع خراب کشور ارائه داد
عصر آقای حامد مرعشی آمد. گفت، میخواهند دکتر [علیرضا] بهرامپور [مدیرعامل شرکت مخابرات] را عوض کنند؛ چون جلوی سوءعملکرد پیمانکاران را گرفته است. استمداد کرد.
خاطرات هاشمی: رئیس دفتر آقای کروبی تحلیلی از اوضاع خراب کشور ارائه داد
عصر آقای حامد مرعشی آمد. گفت، میخواهند دکتر [علیرضا] بهرامپور [مدیرعامل شرکت مخابرات] را عوض کنند؛ چون جلوی سوءعملکرد پیمانکاران را گرفته است. استمداد کرد.
اولین اسکناس بعد از انقلاب در لندن چاپ شد! + عکس و جزئیات
اردیبهشت ۱۳۵۹ اولین اسکناسهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی وارد جریان پولی کشور شد.
از بازجویی دستگیرشدگان ماجرای کوی دانشگاه تا کار اطلاعاتی در بالکان
من فکر میکردم این جریان خاص با براندازها فرق میکنند و معترضان از منافقین و جریانات وابسته نیستند. با این حال نوع برخوردهایی که شد، سطح اعتراضات را افزایش داد؛ چون ما هرچه بیشتر پیش رفتیم، مواضعشان تندتر شد.
الهه کولایی: شوروی در جنگ ایران و عراق هم به نعل میزد هم میخ
اختلافنظرهای اساسی در مورد روند جنگ و عوامل موثر بر آن، از اشتیاق استادان و پژوهشگران مستقل برای ورود به این موضوع کاسته است.
یک درجهدار اخراجی زمان شاه، اطلاعات مرا به عراقیها لو داد
فرمانده سرگرد… تا رفتیم در اتاقش بلند شد، احترام نظامی برایم گذاشت و پا هم کوبید. از آن شکنجهگرها بود… با احترام گفت: «تیمسار خوش آمدی.» من همینجوری مات شدم و ایستادم یکدفعه فهمیدم او چیزی فهمیده است. گفتم: «شوخی میکنید؟» گفت: «نه شوخی نمیکنم.»