فشار آنقدر زیاد شد که در قرارگاه عملیاتی کربلا برادران ارتش و سپاه به این نتیجه رسیدند که ما در این شرایط سخت، در این تنگنایی که واقعا نمیدانیم چه باید بکنیم؛ برویم از فرمانده معظم خودمان کسب تکلیف کنیم، که چکار باید کرد؟

به گزارش کاویان گلد به نقل از جماران، جنگ ساز و کار خودش را دارد یعنی این قاعدهای است که در همه دنیا رواج دارد اما وقتی شکل جهاد میگیرد و انتهایش میشود شهادت، نصرت و یاری الهی را همراه خود دارد، درست مثل جنگ هشتسالهای که بر ما تحمیل شد. درست مثل جنگی دوازدهروزه تحمیلی از سوی رژیم صهیونیستی. شهید علی صیاد شیرازی به بیان خاطرهای در این باره پرداخته است:
بعد از نصرت و پیروزی که خداوند متعال در نبرد طریقالقدس نصیب رزمندگان اسلام کرد، نبرد سراسر معنویت بعدی، نبرد فتحالمبین بود. خاطرهای از امام بزرگوارمان دارم که بیانگر آن است که در این نبرد چقدر روحیه، تفکر و راهنمایی و هدایت آن بزرگوار نقش سرنوشتساز و تعیینکنندهای برای رزم ما داشت.
با تلاش حدودا سهماهه، برنامه این نبرد را طرحریزی کرده و نیروهایمان را از ابعاد مختلف مجهز ساختیم. بعد از آموزش و سازماندهی، آنها را در چهار محور عینخوش، پل نادری دزفول، شوش و رقابیه متمرکز کرده بودیم. برای اینکه ترکیب مقدس ارتش و سپاه در قرارگاه کربلا به یک طرح واحد عملیاتی برسند، چقدر بحث و گفوتگو صورت گرفت، خود بحث جداگانهای را میطلبد.