ریشه همه ناترازیها ناترازی درون سیاست و مدیریت است. ناترازی قربانی کردن آینده پیش پای امروز؛ بیتوجهی به آیندهنگری و اسارت در اکنونزدگی. ناترازی شعور در برابر شعار. ناترازی واقعیت در برابر خیال. ناترازی علم در برابر شبهعلم. ناترازی رقابت در برابر انحصار. ناترازی تجربه در برابر توهم. ناترازی چشم و گوش در برابر زبان.

به گزارش خبرآنلاین روزنامه هم میهن نوشت: بیش از یک دهه است که فعالان مدنی و محیطزیستی به ناترازیهای گوناگون بهویژه آب و برق و انرژی میپردازند و ادبیات و مطالب فراوانی در این زمینه تولید کردهاند. پس چرا هیچ اقدام عملی موثر و چشمگیری صورت نگرفته است؟ سهل است که امسال همه میدانستند که وضع بارشها بد بوده؛ ولی تاکنون نیز اقدامی برای مدیریت مصرف رخ نداده بود و اکنون اخبار پایان زودرس آب سدهای تهران را به اطلاع مردم میرسانند.
خوشبختانه، وزیر نیرو که متولی مستقیم آب و برق است، از بقایای دولت قبل است و تندروها نمیتوانند این وضعیت را به دولت کنونی منتسب کنند. البته از نظر ما هم این مشکل منحصر به این دولت و آن دولت و این وزیر و آن وزیر نیست. مربوط به کلیت ساختار برنامهریزی و سیاستگذاری در ایران است که در عمل اکنونزده هستند و گویند: «چو فردا شود فکر فردا کنیم» علاقهای برای تن دادن به واقعیت ندارند.