دبیر شورای راهبردی روابط خارجی: در حال حاضر موازنه قدرت دچار تغییر و تحول شده و یک نمونه آن تنگه هرمز است/ این مذاکرات بسیار سخت است

دبیر شورای راهبردی روابط خارجی با بیان اینکه جنگ نشان داد امنیت در خلیج فارس امری به‌هم پیوسته است،‌ گفت: با توجه به تغییر بنیادین در امنیت ملی‌ ایران در پی جنگ اخیر، شرایط ایجاب می‌کند بر تنگه هرمز اعمال حاکمیت داشته باشد و این ابزار راهبردی جدید راهبردی اکنون از عناصر قدرت ایران محسوب می‌شود.

دبیر شورای راهبردی روابط خارجی: در حال حاضر موازنه قدرت دچار تغییر و تحول شده و یک نمونه آن تنگه هرمز است/ این مذاکرات بسیار سخت است

به گزارش خبرگزاری خبرٍآنلاین، سیدجلال دهقانی فیروزآبادی» دبیر شورای راهبردی روابط خارجی در گفت‌وگویی در تحلیل خود از شرایط کنونی منطقه با بیان اینکه ترامپ محاسبه دقیق و درستی از جنگ نداشت،گفت: اساسا ترامپ راهبرد مشخصی برای جنگ نداشت، مهم‌تر از آن راهبردی هم برای خروج ندارد. لذا، در هر دو مورد دچار سوء محاسبه شده است.این احتمال وجود دارد که مجددا دست به عملیات نظامی بزند و این موضوع با توجه به هزینه‌هایی که در داخل آمریکا به ویژه بر روی اقتصاد این کشور و همچنین اقتصاد بین‌المللی و منطقه‌ای دارد، چندان مفید فایده نخواهد بود و ممکن است مواضع حداکثری خود را تعدیل کرده و دست از زیاده خواهی بردارد؛ یعنی از زورگویی و مطالبات حداکثری بپرهیزد. از این رو اکنون مردد بوده و در شرایط خاصی قرار گرفته که میان این دو باید انتخاب کند.

بنا بر روایت ایسنا در ادامه گزده این گفتوگو را می‌خوانید:

* انتخاب گزینه نظامی توسط ترامپ علیه ایران به این راحتی هم نیست، احساسم این است که ترامپ به این جمع بندی رسیده که مشکل و مسئله ایران راه‌حل نظامی ندارد. در واقع با توجه به تاب آوری خارق العاده‌ای که ایران در زمان جنگ از خود نشان داد، ترامپ و آمریکا به این نتیجه رسیدند که نمی‌شود از نظر نظامی ایران را به تسلیم وا داشت. 

*طی هفته‌های اخیر احتمال گزینه جنگ و توافق علی السویه بود و احتمال گزینه جنگ نسبت به توافق برابر بود. ولی در روزهای اخیر گزینه تفاهم موقت تقویت شده است. اصل را باید بر این بگذاریم که ممکن است این یک نوع تاکتیک از طرف ترامپ باشد. جنگ طلبان آمریکا و نتانیاهو تمام تلاش‌شان را می‌کنند تا از حصول چنین توافقی جلوگیری کنند.

* تنگه هرمز در آب‌های سرزمینی ایران و عمان قرار دارد. طبق کنوانسیون ۱۹۸۲ که ما آن‌ را امضا کرده اما تصویب نکردیم، در واقع رژیم ترانزیت را نپذیرفتیم، به عبارتی کشوری که طرف عضو کنوانسیون بین‌المللی نیست ملزم به رعایت قوانین آن کنوانسیون هم نیست. به ویژه ایران حقوق دریاها را حقوق قراردادی می‌داند و نه عرفی. با این حال حتی بر اساس کنوانسیون ۱۹۸۲ هم ایران می‌تواند تحت عنوان ارایه خدمات و حفظ محیط زیست و عبور و مرور امن کشتی‌ها و ناوبری، نظارت و کنترل برای تامین امنیت داشته باشد.

*در زمان صلح نیز با توجه به این‌که عضو کنوانسیون ۱۹۸۲ نیستیم، براساس آن می‌توانیم اعمال کنترل و حاکمیت داشته باشیم. اساسا در اثر جنگ و استفاده تسلیحاتی که آمریکا از تنگه برای تجاوز به ایران کرد، شرایط تنگه هرمز تغییر و تحول بنیادین کرده و ماهیتی متفاوت از قبل دارد و طبیعی است که اکنون ایران باید بین امنیت ملی و آزادی کشتیرانی بین‌المللی تعادل و توازن برقرار کند.

*نیمی از تنگه هرمز در آب‌های سرزمینی ایران است و نیمی دیگر در عمان، اعتقاد ما این است که همکاری با عمان منافاتی با اعمال حاکمیت و اقتدار ما ندارد و در شرایط صلح باید بتوانیم در این چارچوب با عمان هماهنگی کنیم. با توجه به این‌که تنگه در آب‌های ایران و عمان قرار دارد همکاری و هماهنگی با عمان می‌تواند تسهیل کننده تامین امنیت، اقتدار و کنترل ما بر تنگه هرمز باشد.

*در حال حاضر موازنه قدرت دچار تغییر و تحول شده و یک نمونه آن تنگه هرمز است که ایران با توجه به تغییر بنیادین در امنیت ملی‌اش ایجاب می‌کند تا اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز داشته باشد و این از ابزار راهبردی جدیدی است که ایران بالفعل کرده است و اکنون از عناصر قدرتش محسوب می‌شود.

* در شرایط کنونی ژئوپلیتیک منطقه تغییر کرده و تنگه هرمز هم کاملا یک موضوع ژئوپلیتیکی است. نظم امنیتی پیشین نظم مبتنی بر معادله نفت در مقابل امنیت بود که این مساله کاملا باطل شده است.

*طی یک‌ سال اخیر جمهوری اسلامی ایران دو دور مذاکرات دیپلماتیک انجام داد اما در اثنای مذاکرات به ایران حمله کردند، ایران بر چه اساسی می‌تواند به آمریکا اعتماد کند، لذا در وضعیت کنونی اصل بر بی‌اعتمادی است، باید شرایطی ایجاد شود که طرف مقابل به راحتی نتواند نقض عهد کند و این تفاهم پایاپای، متقابل و گام به گام باشد.

* در مرحله اول باید تجاوز و جنگ به طور قطعی پایان یابد و محاصره دریایی برداشته شود، در مقابل ما نیز تعهداتی داریم و تلاش می‌کنیم تا عبور امن از تنگه هرمز تضمین شود. اما این‌که می‌گویند تنگه هرمز باید بازگشایی شود، به این نکته توجه کنند که ما تنگه را نبستیم بلکه در اثر تجاوز آمریکا بسته شده است.

* مسائل منطقه ربطی به آمریکا ندارد. آمریکا باید نیروهای نظامی خود را از سواحل ایران دور کند. ما می‌توانیم درباره مناسبات و تعاملات منطقه‌ای با کشورهای منطقه صحبت کنیم. اگر تفاهمی صورت گیرد به‌خصوص آمریکایی‌ها نقض عهد نکنند و پس از پایان قطعی جنگ در فرصت دیگری در مورد مسایل هسته‌ای با شرایط ایران می‌تواند صحبت شود.

*این مذاکرات بسیار سخت است، به ویژه با توجه به ماهیت موضوع و اقداماتی که آمریکا طی این سال‌ها انجام داده است که دو بار در حین مذاکره به ایران حمله کردند از این رو شرایط بسیار سخت و موضوعاتی بسیار پیچیده و گسترده مطرح است. این‌که انتظار داشته باشیم در دو ماه این روند به نتیجه برسد هم غیر واقع‌بینانه است.

* وحدت نظر و وحدت فرماندهی و نظری که مجموع نظام به آن رسیده، باید انجام شود، قاعدتا مذاکرات بدون موافقت شورای عالی امنیت ملی و مجوز مقام معظم رهبری صورت نمی‌گیرد. باید به تمام تصمیم‌گیرندگان اعتماد داشته باشیم. بیانیه‌ای هم که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مناسبت سوم خرداد منتشر کرد، بسیار حائز اهمیت و قابل تقدیر است و یک پشتوانه مهم برای مذاکره‌کنندگان. رزمندگانی که در میدان نظامی حماسه و شگفتی آفریدند اکنون از رزمندگان میدان دیپلماسی حمایت می‌کنند، چون در واقع میدان نظامی و میدان دیپلماسی دو روی یک سکه و دو تیغه یک قیچی هستند که منافع ملی را تامین می‌کنند.

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *