واکنش موسس حوزه علمیه قم به انتقاد امام خمینی

تا ایشان وارد مدرسه فیضیه شد، من و حاج‌ آقا روح‌الله پشت‌سر ایشان راه افتادیم. وقتی رسید به بناها و می‌گفت این‌جوری کنید، این‌جوری کنید آقای خمینی زیر لب گفت: «خانه از پای‌بست ویران است خواجه در بند نقش ایوان است.»…

از بازجویی دستگیرشدگان ماجرای کوی دانشگاه تا کار اطلاعاتی در بالکان

من فکر می‌کردم این‌ جریان خاص با براندازها فرق می‌کنند و معترضان از منافقین و جریانات وابسته نیستند. با این‌ حال نوع برخوردهایی که شد، سطح اعتراضات را افزایش داد؛ چون ما هرچه بیشتر پیش رفتیم، مواضع‌شان تندتر شد.

الهه کولایی: شوروی در جنگ ایران و عراق هم به نعل می‌زد هم میخ

اختلاف‌نظرهای اساسی در مورد روند جنگ و عوامل موثر بر آن، از اشتیاق استادان و پژوهشگران مستقل برای ورود به این موضوع کاسته است.

یک درجه‌دار اخراجی زمان شاه، اطلاعات مرا به عراقی‌ها لو داد

فرمانده سرگرد… تا رفتیم در اتاقش بلند شد، احترام نظامی برایم گذاشت و پا هم کوبید. از آن شکنجه‌گرها بود… با احترام گفت: «تیمسار خوش آمدی.» من همین‌جوری مات شدم و ایستادم یک‌دفعه فهمیدم او چیزی فهمیده است. گفتم: «شوخی می‌کنید؟» گفت: «نه شوخی نمی‌کنم.»

گفت‌وگو با خیاطی که لباس سفرا و وزرا را می‌دوخت

اکبر زردوز درباره قدمت حرفه‌اش می‌گفت: «ناصرالدین‌شاه را باید یکی از عاملان و بنیان‌گذاران به‌حق این رشته از هنر معرفی کرد. در حال حاضر این حرفه از طرف هیچ سازمانی حمایت نمی‌شود و اگر کار به همین منوال بگذرد، حرفه ملیله‌دوزی به‌زودی از میان خواهد رفت.»

خاطرات هاشمی: وزیر خارجه ژاپن درخواست کرد مشکلات‌مان را با آمریکا حل کنیم

آقای ناطق [رئیس بازرسی دفتر رهبری]، گزارشی داد از اتهامات آقای [ضیاءالدین] میرعمادی [دادستان اسبق تهران] که دستگیر شده و به خود ایشان هم پولی برای صندوق قرض‌الحسنه داده است.

نصیریان: مهرجویی از سر فیلم «اجاره‌نشین‌ها» با من قهر کرد/ با سیاه‌بازی و نمایش شروع کردم

در آمریکا، بورسیه ۶ ماهه به آمریکا نصیبم شد که آقای هالو را نوشتم. ساعدی هم مرا معرفی کرد تا قصه تئاتر و فیلم بنویسم. ساعدی خودش سناریویی براساس همان نوشته یعنی گاو تهیه کرد که خیلی پر و پیمان بود.

قیام تهرانی‌ها علیه پلاک شماره ۱۳ در شصت‌وهفت سال پیش

مامورین اداره آمار عمومی به حکم وظیفه بر سردر خانه‌هایی که در ردیف ۱۳ قرار می‌گرفت پلاک نمره ۱۳ را می‌کوبیدند و با عجله دور می‌شدند اما به محض این‌که مامورین دور می‌شدند صاحبان منازل پلاک‌ها را به هر ترتیب از بین می‌بردند.

نامه فوق محرمانه به وزارت نفت در شب آغاز جنگ تحمیلی

«وقتی منوچهر اقبال به ریاست شرکت نفت رسید، صاحب خانه نبود برای همین خانه سازمانی شرکت ملی نفت ایران در الهیه تهران را برای سکونت در اختیار او گذاشتند…»