در دهه پنجاه زن‌ها بر این روستا حکومت می‌کردند!/ نرخ مهریه ثابت بود و هیچ‌کس طلاق نمی‌گرفت

شما اگر در این کوهپایه زنی را دیدید که مشغول هیزم‌شکنی است نباید حیرت کنید زیراکه این کار تمامی زن‌ها و دخترهای جوان زیارت است، یا اگر زنی را دیدید که سرگرم بنایی و خانه‌سازی و نقاشی است باز هم حیرت نکنید زیراکه در زیارت این قبیل کارها کار زن‌هاست.

شهید بروجردی از متحجرین سیلی خورد!

آقامیر: ایشان بنیان‌گذار سازماندهی و گردان‌بندی نیروهای سپاه بود. ایشان بنیان‌گذار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. در همان جلسه‌ای که قرار شد سپاه تشک.یل شود، نماینده آن هفت گروهی که بعدا مجاهدین انقلاب اسلامی را شکل دادند، آقای بروجردی بود؛ نه محسن رضایی و نه هیچ‌کس دیگر.

دوازدهم بهمن اسلحه را زیر عبایش پنهان کرد و وارد فرودگاه شد!

با تشکیل سازمان «پیشمرگان مسلمان کرد» و مطرح کردن آن در شورای عالی سپاه و تصویب این سازمان، به کمک دو تن از اعضای شورای انقلاب یعنی شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی و حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی، مسئولیت آن را خود به عهده گرفت.

خاطرات هاشمی: تعدادی از مراجع، فتوا به حرمت پیوستن به کنوانسیون بین‌المللی حقوق بانوان داده‌اند

امروز رهبری در اظهارات شدیدالحنی، با اشاره به جلسه نمایندگان دوم ‌خردادی درخصوص بررسی راهکار مذاکره با آمریکا، آن‌ها را خائن و بی‌غیرت خواندند. رسانه‌های غربی، تبلیغات زیادی درباره این جلسه راه انداخته‌اند.

پسر آیت‌الله طالقانی پرسید تو از بچه‌های جنگلی؟

شب‌ها منافقین می‌آمدند روی در و دیوار شعار «مرگ بر بهشتی» می‌نوشتند و ما می‌رفتیم بهشتی‌اش را با رنگ پاک می‌کردیم و به جای آن می‌نوشتیم رجوی یا منافق.‌

تا پیروزی انقلاب فراری بودم

شب‌ها منافقین می‌آمدند روی در و دیوار شعار «مرگ بر بهشتی» می‌نوشتند و ما می‌رفتیم بهشتی‌اش را با رنگ پاک می‌کردیم و به جای آن می‌نوشتیم رجوی یا منافق.‌

ناپلئون در روزهای پایان عمر مدام سکسکه می‌کرد و هیچ درکی از اطراف نداشت

آنتو مارکی که در روزهای پایانی حیات ناپلئون، پیشرفت درد و عذاب او را از نزدیک رصد می‌کرد، روزی دید که امپراتور سابق ناگهان تمام توان خویش را جمع کرد و از جایش بلند شد و با اصرار گفت که می‌خواهد در باغ قدم بزند.

نخستین وزیرمختار غیرمسلمان بودم که به این مسجد قدم گذاشته

در ورودم و در زیر نگاه تند و تعصب‌آمیز قاریان و نمازگزاران که در کنار در و در دالان ورودی نشسته بودند عرق سردی بر پشتم نشست.