لحظهبهلحظه نگرانیها بیشتر میشد. آن شب ساعت ۱۱ بود که در یکی از آسایشگاهها خبر رحلت امام را شنیدیم. برخی آشکارا و برخی در زیر پتو گریه میکردند. سکوت سنگینی بر اردوگاه سایه انداخت
دسته: تاریخ ایران
در جلسه گزینش سردار باقری برای سپاه چه گذشت؟
آدمهایی را که من جذب سپاه کردم، همه شاگردان اول مدارس و دانشگاهها بودند. بهشدت بهدنبال آدمهای باسواد و باهوش بودم که الان همهشان هستند.
قهرمان خرمشهر با سرنوشتی در هاله ابهام
در ملاقاتی که احمد متوسلیان با آیتالله خامنهای رئیسجمهور وقت و مسئول شورای عالی دفاع داشتند به ایشان میگوید: «یعنی خداوند ما را انتخاب کرده تا به جنگ اسرائیلیها برویم؟» آیتالله خامنهای فرمودند: «بله! شما نماینده نظام هستید. بروید و آنجا و جلوی اسرائیلیها را سد کنید.»
خاطرات هاشمی: به ظریف توصیه کردم، طوری رفتار کند که آمریکا از آینده روابط با ایران مأیوس نشود
بعضی رسانههای دوم خردادی، اعتراضی علیه آییننامه پیشنهادی مجمع تشخیص مصلحت در مورد نظارت بر اجرای سیاستهای کلی به راه انداختهاند.
عکس/ هاشمی رفسنجانی در لباس ارتش و در کنار نوههایش؛ دهه ۶۰
تصویری کمتر دیده شده و ویژه از هاشمی رفسنجانی را در لباس ارتش و در کنار نوههایش در دهه ۶۰ خواهید دید.
مراسم روز عاشورا به روایت ناصرالدینشاه قاجار
یک دسته هم اهل شهرستانک به قدر صد و پنجاه نفر بودند، موزیکانچی شهرستانکی هم جلوشان بود، اما به قدری خر بودند که به این خری دسته نمیشد، نه نوحه بلد بودند، نه سینه میزدند، همینطور خَرِ خَر آمدند و رفتند.
عکس/ خیابان پاسداران تهران، سال ۱۳۴۷
خیابان پاسداران را در بیش از نیم قرن پیش در سال ۱۳۴۷ خورشیدی تماشا کنید.
گفتوگو با نخستین قاضی زن در ایران
من صرف نظر از اکنون که پست بازپرسی را در اختیار دارم و در دوران تحصیل و کارآموزی هم بارها به پزشکی قانونی رفتهام و اجساد را از نزدیک برای شناسایی جرم دیدهام و معتقدم که هیچ فرقی بین یک خانم پزشک و یک زن بازپرس نیست.
خاطرات هاشمی: عرفات گفته، ایران و سودان و یمن از نیروهای افراطی فلسطینی حمایت میکنند و مانع صلح میشوند!
مسئله آقای [هاشم] آقاجری هنوز داغ است. دیروز اکثر خطبای جمعه، اظهارات توهینآمیز او به روحانیت و مرجعیت را محکوم کردند.
روضهخوانی قجری؛ از سینهزنی داشها تا آش شلهقلمکار خیرالنسا
عبدالله مستوفی: روز تاسوعا و عاشورا گذشته از مشغولیات روضه، ما مشغله دیگری هم داشتیم و آن کمک به تقسیم نذری بود. پدرم نمیدانم در نتیجه چه پیشامد و در چه دورهای از ادوار زندگی خود نذری کرده بود که در هریک از این دو روز ۵۰ مَن برنج پلو میکردند و به مردم میدادند.… ادامه خواندن روضهخوانی قجری؛ از سینهزنی داشها تا آش شلهقلمکار خیرالنسا