علیرغم تلاشهایی که اعضای دولت سیزدهم در ستادهای انتخاباتی داشتند، نتوانستند ادامهدهنده گفتمان ابراهیم رئیسی در انتخابات باشند و حتی حمایت از جلیلی در دور دوم انتخابات هم نتوانست سبب پیروزی او شود.

کاویان گلد در بخشی گزارش خود با عنوان؛ «ارثیه رئیسی برای اعضای دولت سیزدهم؛ سبد رای ۱۴۰۰/ رقابت وراث در ۱۴۰۳ بر سر ارثیه/ کدام دولتمردان سابق در آرزوی پاستور بودند؟» نوشت:
اما پشتپرده ثبتنام پرتعداد دولتمردان سیزدهم در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ چه بود؟ چرا آنان سودای رئیسجمهور شدن داشتند و میخواستند فاتح رقابتهای انتخاباتی باشند؟ نکته عجیب ماجرا هم این بود که آن زمان، اعضای دولت سیزدهم در نامهای به شورای نگهبان خواستار تأیید صلاحیت محمدمهدی اسماعیلی بودند؛ اقدامی که تاکنون سابقه نداشت و به نوعی شبیه دخالت دولت در امور انتخابات بود.
محمدمهدی اسماعیلی، وزیر ارشاد دولت سیزدهم که خود از کاندیداهای انتخابات بود، در گفتوگویی با کاویان گلد با اشاره به این موضوع بیان کرده بود: «در دولت همگی اجماع داشتیم که آقای دکتر مخبر کاندیدا شوند. اگر ایشان میآمد، هیچکس در دولت کاندیدا نمیشد.»
او درباره علت کاندیدا نشدن مخبر اینطور بیان کرد: «من بارها از ایشان خواهش کردم. ایشان حرف مؤمنانهای میزدند که الان کشور در این شرایط است. اگر من کاندیدای ریاستجمهوری شوم، چه کسی کشور را اداره کند؟ حرف درستی بود. جمعبندی ایشان این بود که تکلیفشان این است که این دوره گذار را ادامه دهند.»
اسماعیلی ادامه داد: «یک شب شنبه همین جمع و شاید ۱۰، ۱۲ نفر از اعضای دولت و افراد نزدیک به دولت به خدمت ایشان رفتیم. از مغرب گذشته بود. گزارش دادیم. آخر سر ایشان گفت که نمیآیم. شما روی چه کسی نظر دارید؟ گفتند به آقای اسماعیلی نظر داریم که پیشنهاد نمیکنند. ایشان هم به من گفتند که خواهش میکنم اول صبح فردا ثبتنام کنید. من هم اولین نفری بودم که از دولت ثبتنام کردم.»
اما فارغ از گفتههای اسماعیلی، علت اصلی کاندیدا شدن پرتعداد اعضای کابینه دولت سیزدهم و حتی برخی از چهرههای نزدیک به او را میتوان ادامه راه گفتمان ابراهیم رئیسی دانست. به بیان دیگر، اصولگرایان حامی دولت سیزدهم به زعم خود تصور میکردند که میتوانند در این انتخابات نیز ۱۷ میلیون و ۹۲۶ هزار رأی رئیسجمهور فقید در سال ۱۴۰۰ را برای خود تکرار کنند و ادامهدهنده راه او باشند. حتی زمانی که نتایج بررسیهای شورای نگهبان و اسامی نهایی کاندیداها مشخص شد، این سؤال مطرح بود که میان امیرحسین قاضیزاده هاشمی و سعید جلیلی، چه کسی ادامهدهنده راه ابراهیم رئیسی است؟
هرچند که در این راه، جلیلی توانست با تبلیغات رسانهای و پشتیبانی افرادی چون محسن منصوری، معاون اجرایی دولت وقت، خود را ادامهدهنده گفتمان رئیسی بداند و در دور دوم انتخابات حدود ۱۳ میلیون رأی کسب کند، اما برخی از اظهار نظرها از اختلافات میان رئیسی و جلیلی حکایت داشت؛ مانند آنکه جلیلی در اولین پوستر انتخاباتیاش در خرداد ۱۴۰۳، خود را «سعید جمهور» نامید؛ در حالی که پیش از آن، عنوان «شهید جمهور» برای ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور فقید، به کار برده میشد.
«کسی که شهید رئیسی را آزار میداد، عقاید شهید رئیسی را اصلاً قبول نداشت، اخلال ایجاد میکرد، حتی وقتی به همکاری دعوت شد، همکاری را نپذیرفت، حاضر نشد از خودش بگذرد و بیاید کمک کند. الان دیگر نمیتواند بگوید که من امتداد دولت شهید رئیسی هستم. همین مطلب نشان میدهد که این وسط تقلب و عدم صداقت هست!» این جملات را اما امیرحسین قاضیزاده هاشمی در یک نشست مطبوعاتی خود در ایام انتخابات مطرح کرد. هرچند اسمی آورده نشد، اما مخاطب این جملات مشخص بود و برای همه اظهرمنالشمس بود که روی سخن به سعید جلیلی است.
غلامحسین اسماعیلی، رئیس دفتر رئیسجمهور فقید، هم با بیان اینکه شاید جلیلی به کمتر از ریاستجمهوری قانع نبودند، به کاویان گلد گفته بود: «آقای رئیسی ایشان را دعوت به همکاری کردند، ولی نه در معاونت اول. اولاً رویه شهید رئیسی این بود که میگفتند با دولت همکاری کنید. یک ارزیابی عمومی داشتند. در دعوت به همکاری مطلق با دولت، موضع آقای جلیلی این بود که در بیرون دولت هر کاری از من ساخته باشد انجام میدهم، ولی وارد مناصب دولتی نمیشوم.»
با این حال، علیرغم تلاشهایی که اعضای دولت سیزدهم در ستادهای انتخاباتی داشتند، نتوانستند ادامهدهنده گفتمان ابراهیم رئیسی در انتخابات باشند و حتی حمایت از جلیلی در دور دوم انتخابات هم نتوانست سبب پیروزی او شود. شکستی که فارغ از کوتاه شدن دست اصولگرایان از پاستور، شکست گفتمانی بود که آنان بر تداوم آن تاکید داشتند.