مغز نئاندرتال‌ها تفاوت چشمگیری با مغز انسان‌های مدرن نداشته است

مطالعه‌ای جدید نشان می‌دهد مغز نئاندرتال‌ها احتمالاً شباهت بسیار بیشتری به مغز انسان‌های مدرن داشته و تفاوت‌های شناختی میان آن‌ها اندک بوده است.

مغز نئاندرتال‌ها تفاوت چشمگیری با مغز انسان‌های مدرن نداشته است

به گزارش کاویان گلد و براساس گزارش زومیت، پژوهشی تازه نشان می‌دهد این تصور قدیمی که نئاندرتال‌ها به دلیل «ضعف ذهنی» در رقابت با انسان‌های مدرن منقرض شدند، احتمالاً درست نیست. دانشمندان با بررسی تفاوت‌های ساختاری مغز در انسان‌های امروزی به این نتیجه رسیده‌اند که تنوع مغزی میان جمعیت‌های زنده انسان حتی از تفاوت میان مغز نئاندرتال‌ها و انسان‌های اولیه مدرن نیز بیشتر است.

نئاندرتال‌ها، خویشاوندان نزدیک انسان امروزی، حدود ۴۰هزار سال پیش از صحنه تاریخ ناپدید شدند. آن‌ها هزاران سال در بخش‌هایی از اروپا و آسیا زندگی می‌کردند تا اینکه انسان خردمند یا هومو ساپینس وارد همان مناطق شد.

از مدت‌ها پیش برخی پژوهشگران تصور می‌کردند که انسان‌های مدرن به دلیل توانایی شناختی بالاتر، مهارت‌های اجتماعی بهتر یا قدرت برنامه‌ریزی بیشتر توانستند نئاندرتال‌ها را کنار بزنند. اما مطالعه‌ی جدید نشان می‌دهد شواهد کافی برای چنین نتیجه‌گیری‌ وجود ندارد.

دانشمندان مدت‌ها به تفاوت ظاهری جمجمه نئاندرتال‌ها و انسان‌های مدرن توجه کرده بودند. نئاندرتال‌ها معمولاً جمجمه‌ی کشیده‌تر، کوتاه‌تر و دارای برجستگی‌های ابرویی ضخیم‌تر و بینی بزرگ‌تر داشتند. در مقابل، انسان‌های امروزی جمجمه‌ای گردتر و چهره‌ای ظریف‌تر دارند. حتی فضای داخلی جمجمه، یعنی بخشی که مغز در آن قرار می‌گیرد، در این دو گروه متفاوت به نظر می‌رسد.

همین تفاوت‌ها باعث شده بود برخی دانشمندان تصور کنند نئاندرتال‌ها احتمالاً در زمینه‌هایی مانند زبان، حافظه کوتاه‌مدت، کنترل رفتار یا برنامه‌ریزی توانایی کمتری نسبت به انسان‌های مدرن داشته‌اند. اما پژوهشگران می‌گویند مشکلی اساسی در این فرضیه وجود دارد: این تفاوت‌ها هرگز با میزان تنوع طبیعی مغز در میان انسان‌های امروزی مقایسه نشده بود.

به گزارش لایوساینس، تام شونمن از دانشگاه ایندیانا بلومینگتون و نویسنده اصلی پژوهش، به همراه همکارانش تصمیم گرفتند موضوع را دقیق‌تر بررسی کنند. آن‌ها برای این کار دو مجموعه بزرگ تصویربرداری MRI از مغز انسان‌های زنده را مطالعه کردند؛ یک مجموعه شامل ۱۰۰ فرد چینی از قوم هان و مجموعه دیگر شامل ۱۰۰ آمریکایی با تبار اروپایی بود. تصویربرداری تشدید مغناطیسی یا MRI روشی است که امکان مشاهده ساختار مغز را بدون جراحی فراهم می‌کند و می‌تواند تفاوت حجم و شکل بخش‌های مختلف مغز را نشان دهد.

دانشمندان دریافتند تنوع ساختار مغز در میان انسان‌های امروزی حتی از تفاوت میان نئاندرتال‌ها و انسان‌های اولیه مدرن بیشتر است

نتیجه بررسی‌ها برای پژوهشگران جالب بود. آن‌ها دریافتند در نزدیک به ۷۰ درصد از نواحی مغزی بررسی‌شده، تفاوت میان مغز افراد چینی و آمریکایی بیشتر از تفاوت‌هایی است که در گذشته میان نئاندرتال‌ها و انسان‌های مدرن اولیه گزارش شده بود.

به گفته شونمن، یافته‌ها نشان می‌دهد نئاندرتال‌ها احتمالاً مغزی بسیار شبیه انسان‌های مدرن هم‌دوره خود داشته‌اند و شواهد محکمی برای ادعای تفاوت شناختی بزرگ میان آن‌ها وجود ندارد.

پژوهشگران توضیح می‌دهند که امروزه تفاوت‌های مغزی میان جمعیت‌های مختلف انسان‌ها ازنظر علمی به‌عنوان تفاوت‌های تکاملی مهم تلقی نمی‌شود. بنابراین اگر تفاوت میان مغز انسان‌های امروزی اهمیت تکاملی خاصی ندارد، تفاوت‌های مشابه میان نئاندرتال‌ها و انسان‌های مدرن اولیه نیز احتمالاً اهمیت تعیین‌کننده‌ای نداشته است.

البته دانشمندان تأکید می‌کنند که حتی تغییرات کوچک در مغز و رفتار می‌تواند در روند تکامل اثرگذار باشد. در پژوهش، یکی از بزرگ‌ترین تفاوت‌های مشاهده‌شده میان مغز نئاندرتال‌ها و انسان خردمند با توانایی «توجه» و «مهار رفتاری» مرتبط بود؛ یعنی توانایی کنترل واکنش‌ها، تمرکز و تصمیم‌گیری هدفمند. این دسته از توانایی‌ها معمولاً بخشی از عملکردهای اجرایی مغز محسوب می‌شوند.

بااین‌حال، پژوهشگران هشدار می‌دهند که ارتباط مستقیم میان ساختار مغز و توانایی‌های شناختی بسیار پیچیده و ضعیف است. به بیان ساده، بزرگ‌تر یا کوچک‌تر بودن بخشی از مغز لزوماً به معنی باهوش‌تر یا کم‌هوش‌تر بودن نیست. شونمن می‌گوید حتی اگر تفاوت‌های آناتومیکی گزارش‌شده کاملاً درست باشند، تفاوت شناختی حاصل از آن‌ها احتمالاً بسیار ناچیز بوده است.

پژوهشگران همچنین اشاره می‌کنند که نئاندرتال‌ها نسبتاً مدت کوتاهی پس از ورود انسان‌های مدرن به اوراسیا ناپدید شدند. به همین دلیل مشخص نیست تفاوت‌های بسیار جزئی شناختی بتواند توضیح کافی برای این جایگزینی سریع باشد. در عوض، دانشمندان احتمال می‌دهند عوامل دیگر از جمله تفاوت در جمعیت، شبکه‌های اجتماعی، فرهنگ، مهاجرت و آمیزش ژنتیکی نقش مهم‌تری داشته باشند.

در مطالعه، پژوهشگران از مفهوم «غرق‌شدن ژنتیکی» نیز نام برده‌اند. این اصطلاح به وضعیتی اشاره دارد که در آن ژن‌های جمعیتی کوچک‌تر به‌تدریج در جمعیت بزرگ‌تر حل می‌شود و در نهایت هویت ژنتیکی گروه کوچک‌تر از بین می‌رود. امروزه می‌دانیم که انسان‌های مدرن و نئاندرتال‌ها با یکدیگر آمیزش داشته‌اند و بخشی از DNA نئاندرتال‌ها هنوز در ژنوم برخی انسان‌های امروزی وجود دارد.

پژوهش‌های اخیر حتی نشان داده‌اند که ورود تدریجی انسان خردمند به جمعیت‌های نئاندرتال ممکن است درطول حدود ۱۰هزار سال باعث محو شدن تدریجی آن‌ها شده باشد؛ بدون آنکه نیازی به برتری چشمگیر هوشی وجود داشته باشد.

پژوهشگران در پایان تأکید می‌کنند که مطالعه هنوز محدودیت‌هایی دارد. آن‌ها فقط مغز دو گروه انسانی، یعنی افراد چینی و آمریکایی را بررسی کرده‌اند و ممکن است در دیگر جمعیت‌های انسانی تفاوت‌های بیشتری نیز وجود داشته باشد. اگر چنین باشد، این موضوع بیش از پیش این ایده را تقویت می‌کند که تفاوت مغزی میان نئاندرتال‌ها و انسان‌های مدرن اولیه از نظر تکاملی چندان مهم نبوده است.

۲۲۷۲۲۷

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *