به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، «ساعت شش و نیم صبح، در دفتر خبرگزاری آسوشیتدپرس در وین، مجموعه‌ای از پیام‌های تلکس از بوداپست دریافت شد. این پیام‌ها از دفتر روزنامه مجارستانی خلق آزاد و به شکل اضطراری فرستاده می‌شدند، اما مفادشان مطالبی نبود که گزارشگران عادی می‌فرستند. آن‌ها را مرد جوانی ارسال می‌کرد که در یک دست اسلحه‌ای داشت و با انگشتان دست دیگر به صفحه کلید ضربه می‌زد، ایستاده به تماشای درهم شکستن امیدهای کم‌سویش به آزادی.

نیروهای شوروی از اولین ساعات بامداد حملات خود را به بوداپست و مردم ما آغاز کرده‌اند… لطفا تمام جهان را از این حمله خائنانه علیه تلاش ما برای دستیابی به آزادی آگاه کنید...

نیروهای ما درگیر جنگ شده‌اند.

کمک! کمک! کمک!»

"/>

انقلابی که به خاک و خون کشیده شد

در پاییز سال ۱۹۵۶، سه سال پس از مرگ استالین و در اوج تلاش‌های خروشچف برای استالین‌زدایی، یکباره در مجارستان هنگامه‌ای به پا شد. پیر و جوان، دانشجو و کارگر، ناگهان به خیابان‌ها ریختند تا کشورشان را از زیر یوغ کمونیسم بیرون آورند. به مدت چند روز، روزهایی آمیخته با شادی و امید، چنین به نظر می‌رسید که انقلابیون حتی ممکن است به پیروزی هم برسن

انقلابی که به خاک و خون کشیده شد

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، «ساعت شش و نیم صبح، در دفتر خبرگزاری آسوشیتدپرس در وین، مجموعه‌ای از پیام‌های تلکس از بوداپست دریافت شد. این پیام‌ها از دفتر روزنامه مجارستانی خلق آزاد و به شکل اضطراری فرستاده می‌شدند، اما مفادشان مطالبی نبود که گزارشگران عادی می‌فرستند. آن‌ها را مرد جوانی ارسال می‌کرد که در یک دست اسلحه‌ای داشت و با انگشتان دست دیگر به صفحه کلید ضربه می‌زد، ایستاده به تماشای درهم شکستن امیدهای کم‌سویش به آزادی.

نیروهای شوروی از اولین ساعات بامداد حملات خود را به بوداپست و مردم ما آغاز کرده‌اند… لطفا تمام جهان را از این حمله خائنانه علیه تلاش ما برای دستیابی به آزادی آگاه کنید…

نیروهای ما درگیر جنگ شده‌اند.

کمک! کمک! کمک!»

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *