پیام یادشده به دکتر مصدق و ملت ایران بابت پیروزیهایی که در احقاق حقوق خود و تخلیهی آبادان از کارمندان انگلیسی شرکت نفت به دست آورده بودند شادباش میگفت.
برچسب: فهیمه نظری
آیشمن: صهیونیستها از سیستم «گتو»ی نازیها سخت خوشحال بودند
من وقتی آن عکسها را تماشا میکردم هرگز نمیتوانستم به خودم بقبولانم که عدهای یهودی ساکن یک گتو بتوانند آنقدر همبستگی، دلیری، فداکاری و قدرت مقاومت و مبارزه داشته باشند
آیشمن: از کنار حفره فریاد زدم «بچهاش را نکش، بگیر بده به من…»
مناظری که دیدم مرا سخت تکان داد. بعد از آنکه اتوبوس از مسافرین تخلیه میشد یک لهستانی با چنگکی که به دست داشت داخل گودال به روی مرده میپرید دهان یکییکی را میگشود تا اگر دندان طلایی داشته باشند با گازانبر بیرون بکشد.
اعلام رسمی ثبتاحوال / مادر هم میتواند برای فرزند شناسنامه بگیرد
به طوری که از سازمان زنان ایران اطلاع میدهند بعضی از ماموران ثبتاحوال به تقاضای مادرانی که برای اخذ شناسنامه فرزند خود مراجعه میکنند ترتیب اثر نداده و صدور شناسنامه طفل را موکول به درخواست و مراجعه پدر مینمایند…
جریان خواب عجیب ناصرالدینشاه دو هفته پیش از کشته شدنش چه بود؟
ماجرا آنطورها که مردم شایع کردهاند نیست. او در مسافرت جاجرود خواب عجیبی دید که بسیار ناراحت شد. فکر نمیکنم تا امروز کسی از این خواب آنطور که اتفاق افتاد اطلاع داشته باشد.
آیشمن: هنوز نفهمیدهام چرا هیتلر یکمرتبه چنین تصمیمی گرفت
ادامهی جنگ نظر ما را نسبت به ادامهی تبعید یهودیان تغییر داد. به سال ۱۹۴۱ پیشوا شخصا یهودیان را دشمن نژاد آریایی معرفی کرد و دستور نابودی آنان را صادر نمود.
خاطرات «خانم بالا» همسر ناصرالدینشاه از جشن عید نوروز / شاه از کدام رفتار زنان حرمسرا شاکی بود؟
آن روز کنار دریا پرده کشیدند تا خانمها آبتنی کنند. البته هیچکس حتی خواجهها حق نداشتند کنار پرده بیایند. همهی ما به آب افتادیم. چند نفر شنا بلد بودند. آنها که جوانتر بودند بازی میکردند. همدیگر را به آب انداختیم و صدای خندهی ما گوش فلک را کر میکرد.
خاطرات «خانم بالا» همسر ناصرالدینشاه از جشن عید نوروز / شاه از کدام رفتار زنان حرمسرا شاکی بود؟
آن روز کنار دریا پرده کشیدند تا خانمها آبتنی کنند. البته هیچکس حتی خواجهها حق نداشتند کنار پرده بیایند. همهی ما به آب افتادیم. چند نفر شنا بلد بودند. آنها که جوانتر بودند بازی میکردند. همدیگر را به آب انداختیم و صدای خندهی ما گوش فلک را کر میکرد.
یکی از فرماندههای مرا بهعلت کتکزدن چهار پنج یهودی بیرون کردند
من و سایر «اساس»های همکارم دست به خشونتهای ناروا میزدیم، کنیسههای یهودیان را آتش میزدیم، مغازههای یهودیها را غارت میکردیم و در خیابانها و اماکن عمومی یهودیان را مورد تحقیر و توهین قرار میدادیم. در برابر ما هیچگونه مقاومتی ابراز نمیشد.
خاطرات یکی از ۶۴ بانوی حرمسرای ناصرالدین شاه/ به خدا قسم که شاه برای عیش و عشرت زن نمیگرفت
هر چهار نفر زن یک حمام خصوصی داشتند و هرکدام از خانمها دارای یک آشپزخانهی جداگانه بودند. من خودم یک نفر ناظر، چند نفر کلفت و غلام و آشپز داشتم. ناظر وقتی ناهار حاضر میشد روی سرپوش ناهار مهر میزد که مبادا زهر قاطی آن کنند.