تنها مانکن بوتیک دوشیزه کوکو خودش بود که هر روز یکی از لباسها را میپوشید و با کلاههای جدید در جلوی مشتریان مانور میکرد.
دسته: تاریخ جهان
شاه: آخرین روزهای اقامت در تهران، سخت دشوار بود و شبها با بیخوابی گذشت/ آرزو داشتم سفر من موجب پیدایش آرامش و تسکین تشنجات شود
نمیتوانم احساسات خود را به هنگامی که به اتفاق شهبانو ایران را ترک میکردیم وصف نمایم. به حکم تجربهی طولانی و احساس قلبی، نسبت به آینده سخت نگران بودم. آرزو داشتم سفر من موجب پیدایش آرامش و تسکین تشنجات شود.
صدور حکم امام به خاطر مرتد بودن سلمان رشدی نبود/ قبل از چاپ «آیات شیطانی» از محتوای آن مطلع شدیم
برای مقابله با جلسه مجلس انگلیس… تصمیم گرفتیم … بگوییم بعد از نمازجمعه در تمام مسجدها امامان رأی بگیرند که سلمان رشدی کشته شود یا کشته نشود؟ هماهنگ کردیم با رسانهها که آنها را به یکسری از مساجد ببریم و مطمئن بودیم و برنامهریزی شده بود.
دختر چارلی چاپلین: آرزو دارم در فیلم پدرم بازی کنم/ پدرم یک دست لباس را پنج سال میپوشد
زمانی که «ژاک درای» به من پیشنهاد کرد در فیلم «در یک صبح زیبای تابستانی» شرکت کنم. من نظریهی مادرم را برای شرکت در این فیلم خواستار شدم. مادرم زمانی موافقت کرد که ژاک درای به وی اطمینان داد که نقشی که ایفا خواهم کرد نقش یک دختر نجیب است.