اگرچه مدیران جدید تلویزیون مثلا زرنگی به خرج داده اند و اسم برنامه خندوانه را تغییر داده اند اما برنامه تقریبا همان است که بود. با محوریت جناب خان و میهمانانی که اغلب سلبریتی محسوب می شوند. یا مثلا فلان برنامه گفت و گو محور فرق چندانی با برنامه های سال های قبل تلویزیون ندارد الا آن که مجری اش عوض شده و یا دکور برنامه را تغییر داده اند. به هرحال همین مقدار جذب مخاطب هم اتفاق کوچکی نیست. آن هم در دوره چنین مدیرانی. البته این سرنوشت محتوم همه کسانی است که وقتی کاره ای نیستند شعارهای عجیب و غریب و فانتزی سر می دهند اما وقتی خودشان در مصدر امور قرار می گیرند پس از هزینه های گزافی که روی دست بیت المال می گذارند به دیوار سخت واقعیت برخورد می کنند و اندک اندک عقلشان سر جایش می آید. فقط مشکل این جاست که وقتی عقلشان سر جایش می آید که باید آن عرصه را ترک کنند و امور را بسپارند به منتقدان تازه از راه رسیده و دوباره روز از نو و روزی از نو. همین دوستان جدید وقتی تلویزیون را در دست گرفتند می خواستند نسل سلبریتی ها را از روی زمین بردارند. می خواستند کل تلویزیون از نگهبانی دم در تا مدیران و عوامل فنی و مجریان را از نیروهای مخلص انقلابی انتخاب کنند. می خواستند علاوه بر تعیین خط قرمزها و آن چه نباید گفت بیشتر متمرکز بشوند بر آن چه باید گفت! می خواستند تلویزیون بام تا شام بلندگویی باشد برای پخش شعارهای دلخواه آنان. می خواستند بازیگر و مجری و خواننده و شومن، همه و همه در خدمت آرمان های متعالی آنان باشند. نشد. فهمیدند که نمی شود.

حالا اندک اندک دارند می فهمند مدیران قبل از آن ها نه لامذهب بودند و نه خائن به ملک و ملت. رسانه اقضائاتی دارد و گردن نهادن به آن اقتضائات امری است ناگزیر. و نه تنها رسانه که سیاست هم آدابی دارد مخصوص به خود. به همین دلیل اغلب آن هایی که بیرون از گود سیاست می خواهند جهان را زیر و زبر کنند همین که خودشان بر اریکه قدرت تکیه می زنند از این رو به آن رو می شوند. البته این را هم از یاد نباید برد که صرف تقلید از برنامه های موفق گذشته سبب توفیق و اقبال مخاطب به تلویزیون نخواهد شد. باید زمینه و زمانه ای را که در آن به سر می بریم فهم کرد. باید به مخاطب احترام گذاشت. باید دست برنامه سازان و هنرمندان را باز گذاشت و دست از خودمحوری و دیکته کردن سلایق سیاسی و عقیدتی یک جناح خاص به همه مردم برداشت. باید پذیرفت که آرزو و تمنا یک چیز است و امکان و توانایی یک چیز دیگر. فرصتی برای آزمون و خطا نمانده است."/>

مدیران صدا و سیما و درک تازه ای از رسانه

ظاهرا امسال تلویزیون در ایام تعطیلات نوروزی به نسبت سال های گذشته کار و بارش بهتر بوده. این را به شهادت فضای مجازی و وایرال شدن بعضی از برنامه های تلویزیونی می گویم وگرنه من کماکان تلویزیون نمی بینم. در مازندران هم دیده ام که به هنگام پخش سریال پایتخت شهر خلوت می شود و این اتفاقی است که سال هاست رخ نداده. آیا باید این توفیق را به حساب کاردانی تیم جدید تلویزیون دانست؟ ابدا. تا آن جا که من در فضای مجازی دیده ام صدی نود برنامه هایی که با اقبال مخاطب مواجه شده تکرار همان برنامه های قبلی است.

مدیران صدا و سیما و درک تازه ای از رسانه

 اگرچه مدیران جدید تلویزیون مثلا زرنگی به خرج داده اند و اسم برنامه خندوانه را تغییر داده اند اما برنامه تقریبا همان است که بود. با محوریت جناب خان و میهمانانی که اغلب سلبریتی محسوب می شوند. یا مثلا فلان برنامه گفت و گو محور فرق چندانی با برنامه های سال های قبل تلویزیون ندارد الا آن که مجری اش عوض شده و یا دکور برنامه را تغییر داده اند. به هرحال همین مقدار جذب مخاطب هم اتفاق کوچکی نیست. آن هم در دوره چنین مدیرانی. البته این سرنوشت محتوم همه کسانی است که وقتی کاره ای نیستند شعارهای عجیب و غریب و فانتزی سر می دهند اما وقتی خودشان در مصدر امور قرار می گیرند پس از هزینه های گزافی که روی دست بیت المال می گذارند به دیوار سخت واقعیت برخورد می کنند و اندک اندک عقلشان سر جایش می آید. فقط مشکل این جاست که وقتی عقلشان سر جایش می آید که باید آن عرصه را ترک کنند و امور را بسپارند به منتقدان تازه از راه رسیده و دوباره روز از نو و روزی از نو. همین دوستان جدید وقتی تلویزیون را در دست گرفتند می خواستند نسل سلبریتی ها را از روی زمین بردارند. می خواستند کل تلویزیون از نگهبانی دم در تا مدیران و عوامل فنی و مجریان را از نیروهای مخلص انقلابی انتخاب کنند. می خواستند علاوه بر تعیین خط قرمزها و آن چه نباید گفت بیشتر متمرکز بشوند بر آن چه باید گفت! می خواستند تلویزیون بام تا شام بلندگویی باشد برای پخش شعارهای دلخواه آنان. می خواستند بازیگر و مجری و خواننده و شومن، همه و همه در خدمت آرمان های متعالی آنان باشند. نشد. فهمیدند که نمی شود.

حالا اندک اندک دارند می فهمند مدیران قبل از آن ها نه لامذهب بودند و نه خائن به ملک و ملت. رسانه اقضائاتی دارد و گردن نهادن به آن اقتضائات امری است ناگزیر. و نه تنها رسانه که سیاست هم آدابی دارد مخصوص به خود. به همین دلیل اغلب آن هایی که بیرون از گود سیاست می خواهند جهان را زیر و زبر کنند همین که خودشان بر اریکه قدرت تکیه می زنند از این رو به آن رو می شوند. البته این را هم از یاد نباید برد که صرف تقلید از برنامه های موفق گذشته سبب توفیق و اقبال مخاطب به تلویزیون نخواهد شد. باید زمینه و زمانه ای را که در آن به سر می بریم فهم کرد. باید به مخاطب احترام گذاشت. باید دست برنامه سازان و هنرمندان را باز گذاشت و دست از خودمحوری و دیکته کردن سلایق سیاسی و عقیدتی یک جناح خاص به همه مردم برداشت. باید پذیرفت که آرزو و تمنا یک چیز است و امکان و توانایی یک چیز دیگر. فرصتی برای آزمون و خطا نمانده است.

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *