آیا تحصن کنندگان یکبار از خود پرسیدند وقتی جمعیت شان آنقدر کم است که دشمنان حجاب، کل مدافعان این حکم الهی را فقط همان چندنفر معرفی می کنند، عملا دارند به میلیونها بانوی محجبه ایرانی اهانت می کنند؟

آیا با قانون تاسف برانگیز مجلس که اکثریت بزرگ باحجابها آن را قیول ندارند و آن را باعث ایجاد دوقطبی می دانند،حتی یک خانم ، معتقد به حجاب می شود؟ یا همان کم حجابها را هم به لجاجت می کشاند؟ بهتر است چنین قضاوت نکنیم که تدوین کنندگان این قانون ، نفوذی های دشمنند، اما مگر با این حجم از نادانی و ندانم کاری و تعصب بیجا  نیازی هم به نفوذ دشمن هست؟

اگر ترویج بی دینی و بی حجابی را کار تهاجم فرهنگی بدانیم، عمله های مفت آنها جز کسانی هستند که می خواهند با خشونت ، حجاب را در جامعه نهادینه کنند؟ مگر باور و فرهنگ ، با زور به جامعه قابل تزریق است؟

وضع حجاب در جامعه خوب نیست؟سلمنا. اما با قانون مصوب مجلس، وضع اگر بدتر نشود بهتر نخواهد شد.

این نوشته را با یک اشاره تاریخی تمام کنم. اوایل دهه شصت و بعدها در دهه هفتاد هم عده ای وارد بازی های اینچنینی شدند. کتاب های چاپ شده را جمع می کردند؛ پوستر  فیلمها را از سر در سینماها پایین می کشیدند؛ به سخنرانی ها حمله می کردند؛ حتی جلوی خانه روحانیون صاحب نام فریاد ناسزا و توهین سر می دادند و...

آنهایی که آن روزها  سرگرم چنان بازیهایی بودند اکنون به روزگار خود پوزخند تاسفبار می زنند؛ امروزی ها هم چندصباح دیگر به  سرنوشت آنها دچار می شوند و خواهند فهمید چگونه سر کار گذاشته شده اند. اما افسوس که عمرشان تباه می شود.

"/>

چه کسانی متحصنین حجاب را سر کار گذاشتند؟

دیشب که بساط تحصن 6-7 نفره جلوی مجلس برچیده شد،آن چندنماینده ای که رگ های گردن شان برای اجرای قانون حجاب ورم کرده بود، کجا بودند؟ب

چه کسانی متحصنین حجاب را سر کار گذاشتند؟

آن ها اگر در سفر تفریحی نبودند در منزل دراز کشیده بودند و احتمالا یا داشتند سریال نقی معمولی تماشا می کردند یا توی گوشی شان عکس و فیلم دانلود می کردند و حال دنیا را می بردند.

اما آن طفلکی هایی که در برابر مجلس  توسط  ماموران نیروی انتظامی جمع وجور شدند نمی دانستند دارند از کجا می خورند. متوجه نبودند که تاریخ مصرف شان تمام شده و باید بقیه ایام تعطیلات نوروز را در افسردگی کامل به سر ببرند.

آنها جیغ و دادشان را بر سر ماموران پلیس کشیدند و عده کم شماری هم در حمایت از متحصنین متفرق شده به قالیباف و دولت ناسزا گفتند و حمله کردند. حال آنکه بازیگردانان و نیز صاحبان دکانهای دو نبش “ارزش فروشی” که از آدمها استفاده ابزاری می کنند،غایب بودند.

آیا تحصن کنندگان یکبار از خود پرسیدند وقتی جمعیت شان آنقدر کم است که دشمنان حجاب، کل مدافعان این حکم الهی را فقط همان چندنفر معرفی می کنند، عملا دارند به میلیونها بانوی محجبه ایرانی اهانت می کنند؟

آیا با قانون تاسف برانگیز مجلس که اکثریت بزرگ باحجابها آن را قیول ندارند و آن را باعث ایجاد دوقطبی می دانند،حتی یک خانم ، معتقد به حجاب می شود؟ یا همان کم حجابها را هم به لجاجت می کشاند؟ بهتر است چنین قضاوت نکنیم که تدوین کنندگان این قانون ، نفوذی های دشمنند، اما مگر با این حجم از نادانی و ندانم کاری و تعصب بیجا  نیازی هم به نفوذ دشمن هست؟

اگر ترویج بی دینی و بی حجابی را کار تهاجم فرهنگی بدانیم، عمله های مفت آنها جز کسانی هستند که می خواهند با خشونت ، حجاب را در جامعه نهادینه کنند؟ مگر باور و فرهنگ ، با زور به جامعه قابل تزریق است؟

وضع حجاب در جامعه خوب نیست؟سلمنا. اما با قانون مصوب مجلس، وضع اگر بدتر نشود بهتر نخواهد شد.

این نوشته را با یک اشاره تاریخی تمام کنم. اوایل دهه شصت و بعدها در دهه هفتاد هم عده ای وارد بازی های اینچنینی شدند. کتاب های چاپ شده را جمع می کردند؛ پوستر  فیلمها را از سر در سینماها پایین می کشیدند؛ به سخنرانی ها حمله می کردند؛ حتی جلوی خانه روحانیون صاحب نام فریاد ناسزا و توهین سر می دادند و…

آنهایی که آن روزها  سرگرم چنان بازیهایی بودند اکنون به روزگار خود پوزخند تاسفبار می زنند؛ امروزی ها هم چندصباح دیگر به  سرنوشت آنها دچار می شوند و خواهند فهمید چگونه سر کار گذاشته شده اند. اما افسوس که عمرشان تباه می شود.

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *