داستانی از زهد آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی پس از فوت حاج شیخ، در دوران محمدرضا پهلوی را میخوانید.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در خاطرات زندگی میرزا محمدعلی معزالدینی، آمده است: محمد رضا پهلوی که از فرنگ برگشته بود به اتفاق پدرش به طرف قم می آیند و در بین راه درباره حاج شیخ با هم بحث می کنند.
آنها در قم بر مصباح التولیه نماینده مردم قم و تولیت آستانه وارد می شوند.
تولیت می گفت: رضاخان در لحظه ورود پس از احوالپرسی کوتاه از من پرسید: حاج شیخ که مُرد از مال دنیا چی داشت؟
گفتم: هیچ نداشت، حتی شام زن و بچه اش را نیز از منزل آیت الله صدر آوردند.
در این هنگام رضا شاه رو به پسرش کرد و گفت: نگفتم به تو، حاج شیخ مرد خوبی بود؟!
آقا سید طلبه ای می گفت: روزی خدمت شیخ عرض کردم ما پنج نفریم و فقط ۵ تومان شهریه به ما مرحمت می فرمایید، این بسیار اندک است.
حاج شیخ قسم خورد که ما هم پنج نفریم و همین ۵ تومان را برداشت می کنیم.