قرن بیستم نتوانسته بود خلاف توصیف بدبینانه چرچیل در ۱۹۲۲ را ثابت کند که آن را قرنی «مخوف» خوانده بود که در آن همهچیز فقط رو به بدتر شدن داشت.
جواد لگزیان: مورخ بریتانیایی و عضو کالج مرتن آکسفورد «مارتین گیلبرت» در نخستین جلد از کتاب سهجلدی «تاریخ قرن بیستم» با روایتی تیزبین در تلاش است تصویری کامل از سالهای آغازین قرن بیستم، از ۱۹۰۰ تا ۱۹۳۳ ارائه دهد، سالهایی توفانی در سایه جنگ و دیپلماسی. قرنی که به تعبیر گیلبرت در آن خطوطی روی نقشه، و مناطقی دور از مراکز قدرت، محل بروز هوا و هوسهای ملی و جنگهای بینالمللی شد و نقاطی که انسان بدون استفاده از یک فرهنگ خوب جغرافیایی خیلی سخت میتواند در اطلس پیدایشان کند، بندرگاهی کوچک، گردنهای گمنام، دِیری دورافتاده، آبراههای نهچندان مهم، کوتاهزمانی کانون امیدها و رویاهای میلیونها مردم و رهبرانشان میشد.
گیلبرت با روایتی سرشار از پرسش و چالش خواننده را به اعماق رویدادها میبرد و کتاب را به کلاس درسی تمامعیار برای یادگیری تاریخ و فلسفه تاریخ تبدیل میکند. کتابی که تقریبا در هر فصل به سالی پرداخته و لحظه به لحظه اتفاقات این قرن پرحادثه را شرح و تفسیر کرده است.
با مطالعه تاریخ سراسر زدوخورد آغاز قرن بیستم که بر سر حراست از مرزهای ملی و امپریالیستی درگرفت، جنگ جهانی اول اهمیتی ویژه دارد. از نگاه گیلبرت جنگ جهانی اول،که نقطه عطف سالهای پوشش دادهشده در این مجلد است، عمدتاً میان امپراتوریهای اروپایی درگرفت که هر یک از آنها در نیمه دوم قرن نوزدهم بیشترِ کره زمین را در سلطه بازرگانی و تصرف ارضی خود داشتند: در آخرین سالهای قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم این کوششها برای بسط سلطه امپراتوری به جنگهای مکرر با مردمان محلی، بیشتر در آفریقا، اما (با تحویل قرن) همچنین در چین، منجر شد. رقابتهای بین کشورهای بزرگِ صنعتی و نظامی مردمان آنها را نیز رو در روی یکدیگر قرار میداد. این رقابتها که با جنگ ۱۹۰۴ روسیه ـ ژاپن آغاز شد، ده سال بعد با درگرفتن جنگ جهانی اول به اوجی هولناک رسید. این جنگ که در آغاز جنگی اروپایی بود هم ژاپن و هم ایالات متحده را، همچون تحتالحمایههای خودگردان دورافتاده امپراتوری بریتانیا، به درون خود کشید.