سید محمد خاتمی مورد انتقاد شدید جواد طباطبایی / اصلاح‌طلبان ایران چه دریافتی از فدرالیسم دارند؟

در خصوص فدرالی اداره شدن ایران، شاید بتوان گفت صریح‌ترین این واکنش‌ها، انتقادات سید جواد طباطبایی بود که در قالب پنج یادداشت خطاب به رئیس جمهور اسبق ایران منتشر شد. سیدجواد طباطبایی معتقد بود طرح چنین ایده‌هایی (فدرالیسم) جز به فروپاشی و تجزیه ایران نخواهد انجامید و ضمن اظهار تعجب از شنیدن این طرح از خاتمی، آن را انعکاس صدای هواداران نابودی ایران و نژادپرستان می‌داند.

سید محمد خاتمی مورد انتقاد شدید جواد طباطبایی / اصلاح‌طلبان ایران چه دریافتی از فدرالیسم دارند؟

گروه اندیشه: در اردیبهشت سال 1398 سید محمد خاتمی، در باره حاکمیت ایده آل یعنی اداره فدرالی کشور صحبت کرد. در این باره سخت ترین واکنش ها مربوط به مرحوم دکتر سیدجواد طباطبایی بود. 
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، هرچند ایده مذکوربه دلیل مخالفت قانون اساسی با آن اجرایی نبود، ولی در محافل رسانه ای و روشنفکری، منتهی به مباحث فراوانی شد. از جمله در مجله سیاست نامه، ایده مذکور مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در شماره دوازدهم سیاست نامه آمده است:طرح ایده حکومت فدرال در اردیبهشت سال 1398 ، آن هم توسط محمد خاتمی، با ذکر «ایده‌آلی‌ترین نوع حاکمیت» صورت گرفت: «شاید در حال حاضر از نظر سیاسی مناسب نباشد اما مطلوب ترین شیوه حکومت مردمی، اداره فدرالی است که آن زمان در وزارت کشور ۱۰ منطقه هم مشخص کردیم اما از نظر قانون اساسی نمی‌توانیم فدراتیو باشیم.» خاتمی این جملات را در دیدار با اعضای شورای شهر تهران بیان کرد. او اما با در نظر داشتن منافی قانون اساسی با ایده فدراتیو شدن ایران اظهار داشت که «شوراها را به عنوان سمبل جامعه مدنی راه‌اندازی کردیم که مورد استقبال فراوان قرار گرفت و این استقبال نشان دهنده سیر جامعه ما به سوی مردم‌سالاری بود.» فارغ از محدودیت‌های قانون اساسی، طرح «ایده‌آلی» خاتمی با واکنش‌های بسیاری مواجه شد. 
واکنش‌هایی که چهره‌های برجسته و شناخته شده حوزه علوم سیاسی و اجتماعی و اقتصاد را به دو گروهِ موافقان سخنان خاتمی، و مخالفان اظهارات او درخصوص فدراتیو شدن ایران، منشعب می‌کرد. در این میان برخی مطلقا با ایده او مخالفت ورزیدند و برخی اعتقاد داشتند باید از کنار این سخنان عبور کرد و برخی نیز تلاش کردند تا «منظورِ» خاتمی را با تفسیر و توضیح و افزودن تبصره‌هایی به کرسی منطق سیاست و جامعه ایران بنشانند. به عنوان مثال، مرتضی مبلغ، معاون سیاسی وزرات کشور در دولت اصلاحات و عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت درباره منظور خاتمی اظهار داشت که «فدرالیسم به آن معنی که در اصطلاح سیاسی معروف است، مدنظر ایشان نبوده است؛ منظور ایشان مدیریت منطقه‌ای و تمرکز زدایی از سیستم اداری کشور بوده و…استفاده از واژه فدرالیسم یک سهو لسان بوده است.» 

دکتر سیدجواد طباطبایی

حمیدرضا جلائی‌پور، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران و عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت نیز ضمن اشاره به اینکه اشکال سخنان خاتمی این بود که «مجمل» و «در جای نادرست» بیان شده و ضمن بیان اینکه اصولا طرح این بحث (در روزنامه سازندگی) فضاسازی علیه خاتمی است معتقد بود منظور خاتمی فدرالیسم قومی یا تقسیم قومی و جغرافیایی علیه تمامیت ارضی ایران نبوده و مراد او از فدرالیسم، معطوف به «شکل حکمرانی به معنای تمرکززدایی و تفویض اختیارات اداری-مالی در فرایند توسعه کشور است». مواضع مخالفان اما صرفاً معطوف به محتوای ایده خاتمی نیست. از قضا منتقدان همین را مطرح می‌کنند؛ این که اساسا چرا رئیس جمهور سابق باید چنین ایده‌ای را در چنین زمانی مطرح کند که فدرالیسم در ایران مدافعان چندان قابل دفاعی ندارد؟ چه چیز آن را موجب شده و پیامدهای طرح این دست شعارها در فضای کنونی چه می‌تواند باشد؟ 
در این خصوص شاید بتوان گفت صریح‌ترین این واکنش‌ها، انتقادات سید جواد طباطبایی بود که در قالب پنج یادداشت خطاب به رئیس جمهور اسبق ایران منتشر شد. سیدجواد طباطبایی معتقد بود طرح چنین ایده‌های جز به فروپاشی و تجزیه ایران نخواهد انجامید و ضمن اظهار تعجب از شنیدن این طرح از خاتمی، آن را انعکاس صدای هواداران نابودی ایران و نژادپرستان می‌داند. چرا که «وحدت تاریخی ایران از نوع «اتحاد» کشورهای نامتحد نیست، بلکه وحدتی است که دهه‌های سوءِ مدیریت اخیر بنیان آن را آماج حمله‌هایی قرار داده است که تیرهای آن از جعل تاریخ با تکیه بر داده‌های خیالبافانه و موهوم فراهم آمده است.» 
این نخستین بار نبود که یک مقام رسمی دولتی از تغییر ساختار سیاسی ایران به نظامی فدرالی سخن می‌گفت. پیش از این یک‌بار هم محسن رضایی شعار فدارلیسم اقتصادی را در تبلیغات ریاست جمهوری ایران مطرح کرده بود؛ اما این نخستین‌بار بود که یکی از روسای جمهور پیشین ایران، آن هم محمد خاتمی، چنین ایده‌ای را مطرح می‌کرد؛ کسی که روزگاری راهکاری اساسی به منظور پر کردن شکاف‌های دولت و ملت ارائه داد و در نیمه دوم دهه هفتاد تلاش کرد تا با بازاندیشی در آرایش هویتی جامعه سیاسی ایران، روشنفکران دینی و مردم ایران را زیر یک چتر گرد هم آورد تا بدین ترتیب هم از تکثر ملت ایران صیانت کرده باشد و هم دولت ایران را در برابر تهدید افراط‌گریان و تندروهای داخلی و خارجی مقتدر سازد.
متن کامل این مقاله را می‌توانید در شماره دوازدهم سیاست‌نامه مطالعه کنید.

216216

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *