بزرگترین آرزوی هر زن جوان پس از ازدواج این است که چند پسر بزاید و از این راه وضع آینده خود را در منزل شوهر تثبیت و تامین کند.
به گزارش کاویان گلد، یکی از شاخصههای ارزیابی میزان مدنیت در هر جامعهای نقش زنان در آن جامعه و چگونگی برخورد مردان با آنان است. جوامعی که زنان در آنها کرامت دارند و شأن انسانیشان پاس داشته میشود، امنتر و دارای مردمانی دارای سلامت روان بیشتر هستند و از این رهگذر در سایر زمینههای نیز پیشروتر خواهند بود. بررسی تاریخ معاصر ایران (و نه باستان) نشان میدهد که کرامت انسانی زنان در آن چندان که شایسته است مورد توجه قرار نگرفته و آنان همواره به عنوان شهروندی درجه دوم و در ذیل نام یک مرد تعریف شدهاند. در همین زمینه نگاهی میاندازیم به خاطرات آنه ماری شیل همسر وزیرمختار انگلیس در ایران در اوایل سلطنت ناصرالدینشاه. او وضعیت زنان آن برهه را اینطور توصیف کرده است:
… به طوری که شنیدهام وضع زنان روستایی و عشایر به مراتب بهتر از زنان شهری است، چون اغلب خواستههای آنان به وسیله شوهرانشان اجابت میشود و طلاق در میانشان کمتر اتفاق میافتد و مردها هم معمولا بیشتر از یک زن نمیگیرند. ولی در شهرها موضوع به صورت دیگری است. در اینجا زن اگر جوان و قشنگ و یا از خانوادههای مشخص باشد، مسئله زنان اضافه کمتر به میان میآید. ولی اگر زنی پا به سن گذاشت و جذابیت خود را از دست داد باید غرق در کارهای سخت و کمرشکن خانه شود و با حسرت به زنهای جدیدی که جایش را در دل شوهر گرفتهاند بنگرد. و به همین جهت است که زن ایرانی به نظر من هیچگاه نمیتواند مثل یک زن اروپایی به شوهرش علاقه و دلبستگی داشته باشد.
موقعی که زن تازهای وارد خانه مرد میشود، معمولا پول توجیبی و عیدی زن سابق کم میشود و هزینه خرید لباس و وسایل او نیز کاهش مییابد. اگر بچهای داشته باشد، غالبا علاقه شوهرش از او هم بریده میشود و اگر بیفرزند باشد، و رقیب تازهواردش برای شوهر او نوزادی بیاورد، سرنوشت مصیبتباری در انتظار او خواهد بود.