فروپاشی دولت مرکزی ایران و ضعف و زوالی که به جان خاندان صفوی افتاده بود نیز هر واکنش درخوری را ناممکن میکرد. بخشهایی از سواحل جنوبی دریای خزر را اشغال کردند و نخستین گامها «برای همیشه ماندن»، مثل تصمیم به کوچاندن جمعیتی از مسیحیان به گیلان را هم برداشتند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روزنامه اعتماد، روسها از اواخر دوره صفوی به گرجستان و قفقاز چشم داشتند. حتی به گسترش مرزهای کشورشان به نواحی جنوبیتر، به درون فلات ایران- و به روایتی رسیدن تا سواحل خلیجفارس – هم فکر میکردند. پیگیر خبرهای سرزمین ما بودند و برای رسیدن زمان مناسب اجرای نقشه جاهطلبانهای که در سر داشتند انتظار میکشیدند. سرانجام از فرصتی که سقوط اصفهان و ناآرامیهای بعد از آن تقدیمشان کرده بود حداکثر بهره را بردند و تا گیلان پیشروی کردند. در آغاز، کسی سد راهشان نشد. با عثمانیها هم که رقیبشان بودند در تجزیه قلمرو صفویان توافق کردند و مقاومتهای محلی را نه بدون زحمت، اما بیرحمانه فروشکستند.
فروپاشی دولت مرکزی ایران و ضعف و زوالی که به جان خاندان صفوی افتاده بود نیز هر واکنش درخوری را ناممکن میکرد. بخشهایی از سواحل جنوبی دریای خزر را اشغال کردند و نخستین گامها «برای همیشه ماندن»، مثل تصمیم به کوچاندن جمعیتی از مسیحیان به گیلان را هم برداشتند. در آن روزها و تا مدتی چنین به نظر میرسید که کار تمام شده است و روسها بر بخشی از خاک ما مسلط شدهاند. اما روند حوادث به ضررشان پیش رفت و در تثبیت جای پای خودشان ناکام شدند. نه گیلانیها از آنان استقبال کردند و نه زورشان به نادرشاه رسید.