اگر اردوغان قصد حمله به کردهای سوریه را داشت، همان روزهای پایان سال ۲۰۲۴ میلادی، فرصت مناسبی بود و میتوانست دست کم کل کوبانی را از کردها پس بگیرد و آنها در قامیشلو و دیگر مناطق استان حسکه عملا در بن بست بمانند. ولی شاهد نوع مشکوکی از خویشتنداری هستیم و این مسأله سه دلیل دارد.
ابوالفضل خدائی: وضعیت گروه های کُردی همواره یک موضوع پرمناقشه در معادلات سوریه بوده و اکنون پس از سقوط دولت بشار اسد نیز حساس تر به نظر می رسد. این موضوع سوالات مهمی را با خود در بر دارد از جمله این که آیا وضعیت شبه نظامیان کُرد در شمال سوریه تغییر خواهد کرد یا نه؟ آیا ترکیه به جنگ آنان می رود یا نه؟ آیا پس از تثبیت موقعیت دونالد ترامپ، حمایت آمریکا از کردها در سوریه ادامه پیدا می کند یا خیر؟ آیا دیدار اخیر دو نماینده ی کُرد پارلمان ترکیه با عبدالله اوجالان می تواند بر تحولات کُردی سوریه نیز تاثیر بگذارد؟ محمدعلی دستمالی از جمله کارشناسان حوزه منطقه محسوب می شود که با بسیاری از سران احزاب سیاسی کُرد سوریه و برخی از سران ائتلاف معارضین سوری گفتگو داشته و در حوزه مسائل سیاسی ترکیه پژوهش می کند.
مشروح این گفتگو را در ادامه می خوانید:
لطفا در ابتدا وضعیت گروههای مختلف کردی را در معادلات سوریه تببین بفرمایید.
مسالهی تحرکات سیاسی و نظامی و مطالبات کردها در سوریه و موقعیت جغرافیایی، فرهنگی و تاریخی آنها، یک موضوع پیچیده و ذوابعاد است. میدانید که در ترکیه، عراق و همچنین ایران، کردها در مناطق جغرافیایی یکپارچه و متصل زندگی میکنند. اما در سوریه چنین نیست.
کردستان سوریه شامل سه منطقهی از هم منفصل یعنی عفرین، کوبانی و جزیره (استان حسکه) است. از آنجایی که از حیث جمعیتی هم با کردهای کشورهای دیگر قابل مقایسه نیستند، در نتیجه بروز و ظهور چندانی در بزنگاههای تاریخی نداشتهاند. مهمترین رویداد سیاسی مرتبط با کردهای سوریه در سدهی بیستم، این بود که دو دهه پس از انحلال عثمانی، در کنار اعراب برای استقلال سوریه جنگیدند اما در نهایت، چیزی جز موقعیت «دیگری» نصیبشان نشد و به حاشیه رانده شدند.
پس از کودتای حافظ اسد در سال ۱۹۷۰ میلادی و کل دوران دیکتاتوری خاندان اسد، آنها را «اجنبی» مینامیدند. این پس زمینه تاریخی را به خاطر داشته باشید تا به موضوع دیگری در مورد تحرکات کردهای سوریه اشاره کنم. در طول تحولات سیاسی مهمی که از جنگ جهانی نخست به بعد برای کردهای عراق در دوران شیخ محمود برزنجی، ملا مصطفی بارزانی و دیگران روی داده، کردستان سوریه هیچگاه فاعلیت و عاملیت سیاسی مستقیم نداشته اما همواره برای تمام مبارزین کُرد عراقی و ترکیهای، به عنوان «پشت جبهه» و مرکز لجستیک قلمداد میشد. نقطه عطف مهمی که در آن دوران روی داد، این بود که عبدالله اوجالان رهبر «حزب کارگران کردستان» (PKK)، در سال ۱۹۹۷ میلادی همراه با گروهی از موسسین حزب و کادرها و نیروهایش به شکل قاچاقی، از مرز ترکیه گریخته و وارد سوریه شدند. این آغازی برای یک روند طولانی ۱۹ ساله است. در آن سالیان، حافظ اسد تحت تاثیر حال و هوای دنیای دوقطبی و جنگ سرد، حاضر شده بود به شکلی محدود و معین به اوجالان و نیروهایش اجازه دهد در سوریه مستقر شوند. قاعدتا دمشق، ترکیه را به عنوان یک کشور عضو ناتو و متفق آمریکا میدید و اسد به دنبال نوعی موازنه و امتیازگیری بود. اوجالان مدتی در بقاع لبنان و همچنین در حلب حضور داشت و کردستان سوریه، تبدیل به بزرگترین مرکز تامین، آموزش و مداوای اعضای شاخهی نظامی پ.ک.ک شد و تردد دائم اوجالان و همراهان او، باعث شد که نزد مردم کُرد سوریه به یک چهرهی محبوب و متنفذ تبدیل شود و البته بخش قابل توجهی از مردم آن منطقه نیز طرفدار بارزانیها بوده و هستند.