ترامپ ابتدا یادداشت فشار حداکثری را امضا میکند، سپس مذاکره را بهعنوان امتیاز مطرح میکند. در مقابل، در ایران ابتدا سیگنال ضعف ارسال میشود و بعد، با ادبیاتی مملو از اشتیاق، میز مذاکره سوزانده میشود.
به گزارش خبرآنلاین روزنامه خراسان نوشت: این تاکتیک نادرست، چانهزنی را از مسیر اقتدار به مسیر استیصال میکشاند و هزینههای دیپلماتیک و راهبردی سنگینی را تحمیل میکند.
سخنان اخیر ترامپ را نیز میتوان سرفصل عملیات روانی دولت جدید آمریکا دانست؛ راهبردی که بر چهار محور کلیدی استوار است؛ القای دوقطبی در فضای داخلی ایران، بزرگنمایی قدرت و توانایی چانهزنی آمریکا، کوچکنمایی خواستههای آمریکا بهمنظور نرم کردن طرف ایرانی و فریب در قالب ابراز صمیمیت و تمایل به توافق. این رویکرد در واقع تلاشی برای شکلدهی به افکار عمومی و تصمیمسازان ایرانی است تا مذاکرات را بهعنوان یک مسیر گریزناپذیر بپذیرند، در حالی که پشت پرده هدف واشنگتن تحمیل شرایط مطلوب خود است.
دونالد ترامپ و تیم سیاست خارجی او، مذاکره را نهتنها یک ابزار بلکه یک امتیاز تعریف میکنند. ابتدا با فشار حداکثری، طرف مقابل را در موقعیتی شکننده قرار میدهند و سپس با طرح مذاکره، فضا را مدیریت میکنند. این روش از یک قاعده کلاسیک در روابط بینالملل پیروی میکند: مذاکره زمانی ارزش دارد که طرف مقابل آن را نیاز بداند، نه آن که به آن بهعنوان راه نجات نگاه کند.