نگاه ساده اندیشانه ای وجود دارد که با فراهم سازی شرایط ظهور یک دیکتاتوری مصلح، در پیوند با مکانیزم بازار، و همگرایی با دین سنتی، که صرفا دنبال یک نگاه سطحی، شرعی است، و خیلی آرزوهای بزرگ هم ندارد؛ این سه گانه را که در واقع جوهر نوصفوی گرایی است، جمع بکنیم تا توسعه محقق بشود، بعد راه را برای دموکراسی باز بکنیم… ولی به جای آن باید به جامعه ای فکر بکنید که دیگر یک کاسه نمی شود، و این که از درون این منطق، چگونه می توان، عدالت، دموکراسی، آزادی، اسلام و معنویت، و هرچیز دیگری را ابداع و خلق کرد؟ …آنان که گمان می کنند دموکراسی را می شود فعلا تعلیق بکنند تا توسعه تحقق یابد. آنان نمی دانند که از این کلام خون می بارد.