نغمهسازان «هللو بابا» با روایتشان از سرزمین افسانه از هند آمده بودند، گروهی که کهنترین آواها را از فراز کوهها و فرود دشتها با تراشی که از بادها و آبها و آتشها خورده است، به ایران آوردهاند. صدایی سوخته و دم سحرانگیزی که یاد اسطوره قوالان «نصرت فاتح علی خان» را بیاد می آورد، «طبلایی» که ضرباهنگهایش هر شنونده ای را میتواند به سفری تا کتاب «گیتا» (بخشی از کتاب عظیم مهاباراتا) و نبرد ارجونا و تردیدهایش ببرد و تا آنجا که «کریشنا» او را برای نبردی تازه با حکمتهای زندگی آشنا می کند و «گیتار اسلاید» سازی که اگرچه ساختار و شامل غربی دارد (فارغ از سیر و سفری که تاریخ نگاران از این ساز دارند) اما تمام هندی شده و رَنگ و رِنگ و نواهایش لحظهای را سراغ می دهد که «اکبر شاه» در تعامل فرهنگی «اوپانیشاد» را به فارسی ترجمه کرد.
حسین قره: گروه «هللو بابا» یک گروه هندی است با سه نوازنده «آمانو مانیش» که «اسلاید گیتار» را بر زانو داشت، «پاول ناییک» که «هارمونیوم» را می نواخت و آواز می خواند و «گودای رامادای» که «طبلا» می نواخت. شوری که این گروه هندی در جشنواره موسیقی فجر برانگیختند، گفتنی و دیدنی بود. این گروه یک اجرا با گروه ایرانی «آوای زمین» به سرپرستی «وحید آیریان» که قطعات ایرانی آن اثر نقدی دارد که در جای دیگری و روز دیگری شاید به آن بپردازیم. اما اجرای هللو بابا چه در آن اجرا و چه در اجرای گروهی مستقل در تالار رودکی سرفصل دیگری برای موسیقی و گفتوگو است.